افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٦ - معراج در احاديث در ضمن چند فصل
خطر جنگ زياد شده نظاميها به اين فكرند كه در مواقع ضرورت اگر بتوانند عساكر را در جبهات محاذات دور بوسيله نور منتقل كنند تا ديده شود كه موفق مىشوند يانه؟ من در اين مورد چيزى نمىدانم كه اين كار براى بشر ميسّر مىشود يا نه! و آينده علم در كرهزمين تا كجا پيش مىرود. والله العالم.
فصل سوم: بعضى روايات منقوله
مفسّر ثقه و شهير ما طبرسى (ره) در مجمع البيان مىفرمايد: روايات زيادى در معراج وارد شدهاند و به چهارگونه قسمت مىشوند:
١- رواياتى كه قطع به صحت آنها پيدا مىشود؛ چون متواتر مىباشند و علم ما به صحت (مفاد آنها) إحاطه دارد، مانند رواياتى كه بر اصل اسراء و عروج دلالت دارند.
٢- رواياتى كه عقل مضمون آنها را تجويز مىكند و اصول (دينى) از آن امتناع ندارد و ما هم آنها را تجويز مىكنيم بعد قطع پيدا مىكنيم كه مضمون يا مضامين آنها در بيدارى بودهاند، نه در خواب؛ مانند گردش در آسمانها و ديدن أنبياء و عرش و سدرة المنتهى و دوزخ و بهشت و غيره.
٣- رواياتى كه ظاهر آنها مخالف پارهاى از اصول دينى هستند، لكن تأويل آن ظواهر ممكن است موافق با عقل باشند، پس بهتر است آنها را تأويل ببريم كه مطابق حق باشد، مانند ديدن قومى در بهشت و جمعى در دوزخ، كه آنها را حمل بر ديدن صفات و اسماى شان مىكنيم.
٤- رواياتى كه نه ظواهر آنها صحيح باشد و نه قابل تأويل باشند مگر بر وجه بعيد، بهتر اين است كه آنها را قبول نكنيم؛ مانند آنچه كه مىگويد حضرت رسول (ص) با خدا آشكار صحبت كرده و او را ديده و با او بر تخت نشسته و امثال آن كه موجب تشبيه (و تجسّم) مىشود. و خداوند از تشبيه (و تجسّم) تقديس و تنزيه مىگردد. و نيز مانند آنچه نقل شده