افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٤ - دلايل اين جانب در مورد صيانت قرآن از تحريف
قرآن منزل ثابت است و هيچ كس از مذاهب اسلامى ادعا نكرده كه يك جمله تا چه رسد به آيهاى در قرآن زياد شده باشد، بعضى از مسلمانان ادعاى نقص و حذف بعضى آيات را نموده اند.
اين آيه كه در يك سوره مكى (سوره حجر كه به قول ابن نديم در فهرست پنجاه و دومين سوره ايست كه در مكه نازل شده است) مىباشد تنها شهادت بر نفى تحريف نقصى در سوره ها و آيات پنجاه و يك سوره نازل شده پيش از اين سوره است و دلالتى بر صيانت آيات بعدى خود اين سوره ندارد تا چه رسد به حفظ و نگهدارى ساير سوره هاى مكى و حتى سوره هاى مدنى. بلى اگر لفظ آيه چنين مىبود «إنا نحن نزلنا الذّكر و إنا لتمامه لحافظون»؛ صيانت همهى قرآن را از تحريف ثابت مىكرد.
به هر حال مراد از حفظ، حفظ كلمات و حروف قرآن است كلمه نازل شده، نه حركات إعرابى آن كه آنها عمل مسلمانان متدين است و از آسمان نازل نشده و لذا قرائت قاريان در آنها مختلف است؛ مانند كلمه «أرجلكم» در آيه وضوء كه بعضى بكسر حرف «لام» آن و بعضى به فتح آن قرائت كردهاند و هكذا در بعضى از كلمات ديگر.
دلايل اين جانب در مورد صيانت قرآن از تحريف
١- قرآن اصل و ريشه دين اسلام است و به طبيعت حال مسلمانان به آن اهميت زيادى مى دادند و به عنوان كلام خداوند جهان، به آن احترام شديد مىگزارند و براى فرمانبرى از دستورات او در ميدانهاى جهاد از جان شيرين خود مى گذشتند و با اين وصف احتمال تحريف و تنقيص آن ضعيف مىشود.
٢- از عصر نزول قرآن عصر حضور رسول خاتم (ص) و صحابه در مدينه منوره حفظ و از «بَرْ» كردن قرآن به عنوان يك فضيلت دينى و اجتماعى رايج شد و مسلمانان آن را از اول تا آخرين آيه نازله يا سوره نازله از «بَر» مىكردند.