افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٥ - دو برابر و چند برابر عذاب
براى مدّت كوتاهى با آنان مدارا كنى) كه در اين صورت ما دو و چند برابر مجازات در زندگانى حاضر و دو و چند برابر عذاب آخرت را به تو مى چشانيديم و سپس در برابر ما ياورى براى خود نمى يافتى كه عذاب ما را دفع مىكرد.
خواننده عزيز، در سه آيه فوق دقت كنيد، خصوصاً آيهى سوّم را دو سه بار بخوانيد ببيند آيا اگر قرآن كلام پيامبر (ص) مى بود چنين خطاب تهديد آميز بلكه توهين آميز به خود مىكرد؟ شما فرض كنيد در برابر پنجاهتن مريد و زير دست خود راضى مىشديد چنانچه توهين شويد؟ پس بدانيد خطاب خطاب خداوند است و پيامبر (ص) جز صبر و افشا چاره نداشته است.
دو برابر و چند برابر عذاب
ممكن است به ذهن خواننده برسد كه اگر پيامبر (ص) سازشى مىكرد و خداى نخواسته مستحق عقذاب مى شد؛ چرا چند برابر عذاب را در دنيا و آخرت به او مى چشانيد؟ چرا يك عذاب نه؟
دليل اين چند برابر عذاب ظاهراً در دو نكته نهفته است:
١- علّت استحقاق عقاب عاصى و حتّى كافر، مطلق عصيان و كفر نيست و لذا كسى كه سهواً و يا به جهل قصورى معصيت كبيره انجام دهد مستحق عقاب اخروى نمىشود، و همه عدليه چنين عقابى را قبيح مى داند، بنابراين علّت عقاب تجرّى است كه عصيان تعمّدى و تقصيرى محقق مىشود، و عقل به استحقاق عقاب متجرّى مستقلًا حكم مىكند.
٢- هرچه تجرّى بيشتر باشد، عقل به عقاب بيشتر او حكم مىكند، و شكى نيست كه هرچه مراتب علم عاصى بيشتر باشد و حجّت بر او بيشتر تمام شده باشد عقاب او بيشتر مىشود و عين همين شدّت و تعدّد در جانب انقياد نيز مىآيد و هر چه انقياد بيشتر باشد ثواب بيشتر مى گردد.