افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٥ - شدت عذاب قتل بر بنى اسرائيل
از نظر عدالت مشكلى ندارد، ولى در نظر حكمت و عقل غريب مى نماياند كه حفظ يك نفس بمنزله حفظ همهى نفوس انسانى باشد قرار دادن كشتن يك نفس بمنزله كشتن همهى مردم بحسب عدل و حكمت هردو، ظلم است و چه ظلمى! در حالىكه خداوند به اندازه ذرّه اى بر بندگان خود ستم نمىكند و رأفت و رحمت و كرامت او شامل همهى بندگان اوست؟
جواب سؤال اول:- والعلم عندالله- قتل نفس در تام زمان ها بعنوان اولى خود حرام شديد بوده چه دليل لفظى داشته باشيم يانه و هيچگاه حلال نبوده است. و بربنى اسراييل تحريم قتل نفس تشديد شد و دليل آن احتمالا اين بوده كه آنان بقرينه ذيل آيه فوق: «ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ» (المائدة: ٣٢)؛ در كشتن بى گناهان اسراف مىكردهاند اسراييلى ها امروز هم در قتل مسلمانان فلسطين اسراف مىكنند.
اسراف در معاصى و حتى در مصارف روز مره نيز صدق مىكند ولى احتمال آن در اين مقام (قتل) ممكن است بيشتر باشد مانند آيه مباركه سوره الإسرا «فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً» (الإسراء: ٣٣) و در مورد لواط و غيره نيزى وارد شده است: «بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ» (الاعراف: ٨١) والله العالم بالصواب.
در جواب سؤال دوم مطالبى گفتهاند كه:
١- يك فرد در أثر تناسل در طول تاريخ در زمين منشأ به وجود آمدن ميليونها إنسان ميگردد كه گاهى تعداد آنان با تعداد تمام مردم معاصر مقتول مساوى يا بيشتر مىباشد و يا يك مقدار كمتر از مردم معاصر او مىباشد، بنا بر اين صحيح است كه قتل ويا زنده نگه داشتن يك فرد به منزله قتل و يا إحياء همهى مردم است[١]
[١] اين جواب اولًا آيه را از عموميت بيرون ميراند؛ زيرا ممكن است بسيارى از افراد كشته شده يا نجات داده شده چنين تناسل و توالدى نداشته باشند و ثانياً تشبيه مذكور در فرض استحقاق قتل- قصاص وفساد- نيز جارى ميباشد و لذا قيد« بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ» شده بنا بر اين جواب مستهجن مىشود.