افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٥ - دلايل اين جانب در مورد صيانت قرآن از تحريف
و پس از وفات پيامبر (ص) در زمان خليفه اول و خليفه سوم به تدوين آن عنايت بليغى صورت گرفت و طبق روايتى كه مشهور است اميرالمؤمنين جداگانه آن را تدوين نمود.
٣- قرآن مانند ديوان شعر يا كتاب دعا نبود كه از تحريف و كم و زيادتى آن كسى خبر نمىشد، اولًا كتاب ربّ العالمين بود و ثانياً كتاب عبادى و كتاب معاملاتى و حقوقى و جزايى و به طور كلى قانون اساسى مسلمانان بود و حكومت ها همه فرامين و احكام سياسى و دينى اجتماعى و حقوقى و مالى خود را بر آن عيار مى ساختند و به آيات آن استناد مىجستند در نماز ها و خطبه ها به آنها استشهاد مىكردند. مشكل است كه چنين كتابى كم و زياد شود و كسى نداند و اختلافى واقع نشود.
٤- قرآن از تحريف تورات و انجيل خبر داده و مسلمانان عصر نبوت را هشدار داده بود و لذا مسلمانان در اين مورد غافل نبودند و به صيانت كتاب آسمانى خود توجه داشتند.
پيامبر امى (ص) كه نه مى نوشت و نه نوشته ها را خوانده مى توانست براى حفظ ونگهدارى قرآن نويسندگانى داشت، و جماعتى از صحابه مؤظف بودند آنچه وحى مىشد، بنويسند و همين نوشتهها بود كه پس از وفات آن حضرت (ص) همهى آيات قرآن تدوين شد و قرآن سالم باقى ماند. شايد همين مطالب پنجگانه قرينه شود كه مدلول آيه مباركه (وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) را به معناى حفظ همهى قرآن بدانيم، خصوصاً كه جمله اسميه از نظر ادبى به معناى دوام و استمرار مىآيد.
برهان ديگر در قرن ٢١ ميلادى و ١٥ هجرى قمرى
چند ماه قبل (اوايل سال ١٣٩٥ ش) راديوها و تلويزيون ها و به طور كلى خبر گزارىها گزارش دادند كه يك نسخه از قرآن مجيد به تازگى پيدا شده است. و طبق تشخيص كارشناسان بر اساس ابزار علمى امروز، نسخه مذكور يا از زمان حضرت خاتم النبيين (ص) يا از زمان قريب به زمان آن حضرت، بوده است.