افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٩ - حوا از چه خلق شد
حوا از چه خلق شد.
«... خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها ..» (النساء: ١) و در سوره اعراف آمده: «وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها» (الأعراف: ١٨٩)
وقتى خلق به معناى جعل تفسير شود، معناى آيه اين مىشود كه بدن حوا از بقيه گِل اندام آدم ساخته شده. و نفس واحده را بايد به بدن مادى آدم تفسير كنيم و گرنه معناى آيه اين مىشود كه بدن و روح حوا را از روح آدم آفريديم و يا قرار داديم كه مفهومى ندارد وآدم و حوا و فرزندان بلا واسطه آدم هر كدام از خود روح جداگانه اى داشته اند. (دقت شود)
تيمم به جاى غسل و وضوء
«فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً» (النساء: ٤٣)؛ (ا گر در موقع غسل و وضوء) آب نيابيديد با خاك پاكى تيمم كنيد. (جاى بلندى را قصد كنيد)
بر تشريع تيمم ايراد گرفته اند كه دست زدن بخاك و ماليدن آن به رو و دست چه فايده اى دارد خصوصاً كه بسيارى از خاكها مكروب دارد؟
جواب اين ايراد دوگونه است، يكى عام و ديگرى خاص.
جواب خاص: ما وقتى خداوند را بعنوان عالِم و قادر بر همه چيز و به همه چيز قبول كرديم و او را در تكوين و تشريع حكيم دانستيم كه دلايل آن در علم كلام ذكر شده حق ايراد را نداريم و گرنه ايراد مخصوص به چند مورد از تشريعات فقهى تيمم نمىماند؛ بلكه در غالب أحكام فقهى خصوصاً در عبادات جارى مىشود.
جواب عام: آن اين است كه خداوند عالم و قادر و حكيمى است همهى دستورات او معقول و داراى حكمت و حقانيت و خير و بركت است، ندانستن ما از علل و أسباب أحكام، حكايت از محدوديت علمى ما مىكند (وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا) (الإسراء: ٨٥) نه از نقص أحكام.