افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٣ - نفى شريك
دانستند ولى در حوادث روز مره بتهاى خود را مؤثّر مىدانستند؛ مثلًا براى آمدن باران، پسر شدن حمل زن، شفا يافتن مرض، دفع دشمن و امثال اينها نزد بتها قربانى تقديم مىكردند و به رشوت مىخواستند بتها به آنان روى خوش نشان دهند نفس شفاعت بتهاى بىجان و تقريب اين بتها عبادت كنندگان خود را به خداوند نوعى از شرك در فاعليت و تأثير است كه شرك در خالقيت است «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى ...» (الزمر: ٣)؛ هيچ عاقلى هيچ كس و هيچ چيزى را بدون حصول منفعت از او چه مادّى و چه معنوى نمى پرستد «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا» (مريم: ٨١)؛ از بتها عزت و شكست ناپذيرى را در رقابت هاى فردى و قبيلهاى مىخواستند كه شرك در فاعليت است. «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ» (يس: ٧٤) به اميد يارى دادن بتها آنها را عبادت مىكردند. قرآن از راه توحيد فاعليت، شرك در خالقيت را باطل مىسازد: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ ...» (الفرقان: ٣) مشركين «آلهة» خود را ضرر رسان مىپنداشتند: «إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ ...» (هود: ٥٤)
بنابراين چه كلمه «إله» در لغت به معناى معبود باشد و چه مشترك لفظى يا معنوى بين معبود و خالق، در خارج و جهان مشركين، هر معبود بايد خالق و شهكار باشد تا عبادت شود.
مراد از جمله (كَما يَقُولُونَ) چه مشركين قريش باشند و چه مطلق مشركين كره زمين از زمان آدم تا روز قيامت، «آلهة» آنان غالباً اجسام مادى بوده و زنده جانها مانند جن، حضرت عيسى و ملائكه و شيطان[١] نيز مورد پرستش قرار گرفتهاند. در مورد اجسام مادّى قرآن در مورد اول مىگويد كه شما و آنچه را كه غير از خدا عبادت مىكنيد در جهنم هستند. البته شيطان و كفّار جن نيز به جهنم مى روند.
[١] - مىگويند در شمال عراق جمعى شيطان را خدا و يزيد بن معاويه را پيامبرش مىدانند. در آمريكا جماعتى هستند كه شرمگاه زن را سجده مىكنند كه مركز إنسانها مىباشد.