افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٣ - تفسير عاد و باغ به متجانف به إثم
نتيجه همه مباحث در اين آيات چهارگانه اين شد كه: خوردن گوشت همه حيوانات به إستثناى خنزير و حيوانيكه مرده و يا نام خدا بر آن گرفته نشده و به تعبير جامع حيوان غير مذكّى، حلال است؛ مانند همه حيوانات دريايى و پرندگان و حيوانات برّى (زمينى و زير زمينى) مگر اين كه عرفاً از جمله خبائث باشد. بنابراين كه حرمت خبائث هرچند بر اهل كتاب در قرآن ثابت است ولى بسيار بعيد است كه بر مسلمانان حرام نباشد، و همچنين سگ به علّت نجاست ذاتى خود حرام است.
اين بحث براى آينده كه جمعيت إنسانى مثلًا به ده ميليارد يا بيشتر برسد از ارزش بالايى بر خوردار است. در اينجا بايد نظرى به روايات معتبر السند بياندازيم؛ زيرا روايات ضعيف السند و مجهول السند و شهرت فتوايى و اجماع منقول هيچ كدام حجّيتى ندارند.
اول: در احاديث معتبره وارده در ذكر حرمت گوشت يك تعداد از حيوانات:
١- صحيح حلبى خداوند (عزوجل) و رسول (ص) همه (افراد) مسوخ را حرام فرموده.
٢- «ضب» و «موش» و «ميمون» و «خوكها» مسوخ هستند (حديث حلبى).
٣- هر حيوان صاحب «ناب»[١] از درندگان، و صاحب «مخلب» از پرندگان.
٤- همه درندگان.
٥- هر صاحب ناب وحشى.
٦- بعضى اقسام ماهى.
٧- السرطان والسلحطاة.
دوم: احاديثى كه از آنها نفى حرمت استفاده مىشود.
١- صحيح زاره از امام باقر (ع) خداوند هيچ دابّه و جنبندهاى را در قرآن حرام نكرده مگر خوك را؛ لكن (آنچه كه از آن نهى شده نكرةً (همانا مكروه است).
[١] - دندان عقب رباعيه.