افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠ - ضوابط تفسيرى
اول: كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ.
دوم: وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ.
سوم: يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ. الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ ...
با ملاحظه جميع آيات مىدانيم كه خداوند همه انسانها را به وسيله عقل و قرآن هدايت فرموده (وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها. لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ. هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى).
ولى آنانى كه هدايت اولى قرآن را نپذيرفته و معصيت كرده ارواح آنان كثيف و تيره مىشوند و همين تيرگى سبب گمراهى آنان مىگردد، اسباب به اذن خداوند در مسببات تأثير مىگذارد. و هيچ مشكلهاى در مدلول آيات قرآن باقى نمىماند.
١٢- گاهى مفسرى با قضاوت قبلى در يك موضوع، به قرآن مراجعه مىكند، كه تحقيق همچه فرد ارزش مهمى ندارد، چه احتمال مىرود. ناخودآگاه يا خودآگاه، آيات را در راستاى مفاهيم ذهنى مورد پذيرش خود سوق دهد و حق را بر اعتقاد خود تطبيق كند، نه اعتقاد را بر حق، كه به واقعيت برسد. لذا در مواقع استنباط مطلب از قرآن مجيد بايد ذهن خود را از تصورات سابق خود در مورد آن مطلب پاك سازد و حتى المقدور بىطرفانه تتبع و دقت كند تا به واقع برسد.
١٣- قرائتهاى جديد قرآن مجيد كه فعلا طرفدارانى پيدا كرده است و قرآن را بر خلاف موازين دلالت لفظى به مجرد استحسانات و تأثير تهاجم فرهنگى بيگانه در مسايل اجتماعى و اقتصادى و حقوقى تأويل مىبرند، در واقع رد قرآن و انكار شريعت اسلامى است كه روى علل گوناگونى تظاهر به مخالفت با دين نمىكنند، اين گمراهى زشت بين دانشمندان نصرانى اولا و سپس از غرب به شرق خزيده و دامنگير بعضى از كمسوادان سنى و شيعه گرديده است. كه در عين بىسوادى يا كمسوادى ادعاى تفسير قرآن را دارند.