افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩ - ضوابط تفسيرى
نيز در بسيارى از آيات افعال ما به خدا نسبت داده شده كه جمعى به اين سبب جبرى يا شبه جبرى شدهاند و در آيات ديگر به خود انسانها نسبت داده شده كه جمعى به سوى تفويض رفتهاند، و دستهاى سوم از اين تناقض آيات زياد در اين مورد به خود قرآن مجيد بد بين شدهاند و گمراه باقى ماندهاند. و جمعى اين آيات را متشابه دانستهاند.
ولى اگر دقت لازم و ظرفيت علمى درستى داشته باشيم، امر بين امرين را كه محصول تمام آيات قرآن مجيد و براهين عقلى قطعى است، مىفهميم يعنى هم به حقيقت مىرسيم و هم عظمت قرآن را درك مىكنيم كه چگونه توحيد فاعلى حق تعالى و تأثير علل متوسطه مختار (در انسان) و مجبور را (در علل طبيعى) به شكل بديع بيان فرموده است.
١١- مناسب است كه تنها به يك آيه در فهم معناى آن بسنده نشود، بلكه سياق قبل و بعد آن آيه نيز مورد دقت قرار گيرد كه در فهم بهتر معنى مؤثر است، بلكه مناسبتر اين است كه اگر مدلول آيه مطلوب در ساير آيات و سور تكرار شده باشد، به آن مورد نيز مراجعه و مطالعه گردد، اين كار فوايد خوبى براى اهل تحقيق دارد. به طور نمونه عده آيات قرآنى مىفرمايد كه خدا هر كسى را بخواهد هدايت مىكند و يا عزت مىدهد و هر كسى را بخواهد گمراه و ذليل مىگرداند. طبعاً اين ايراد يا سؤال به وجود مىآيد كه خداى حكيم و رحيم چرا بندگانش را ذليل مىگرداند؟
و لذا مفسرين در جواب اين سؤال مذاهب مختلفى را اختيار كردهاند و جمعى گمراه شدهاند و عدالت و حكمت حق تعالى را ناديده گرفتهاند. ولى اگر اينان حوصله مىكردند و همه آيات متعلق به اين موردرا دقت مىنمودند مىدانستند كه هيچ مشكلهاى عقلى و شرعى در اين آيات وجود ندارد، چون قرآن در آيات ديگر، اين ذلت را به عنوان انتقام از بدكاران و عاصيان معرفى مىكند نه اين كه ذلت مذكور ابتدايى و بىسبب باشد تا با عدالت و حتى رحمت حق تعالى منافات پيدا كند. از باب نمونه به اين آيات توجه نماييد: