افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٩ - هر منزل قرآن نيست
معجم الاحاديث المعتبره چاپ اول و دوم آن حواله مىدهيم.
دوم در احاديث اهل سنت كه مستمسك حشويه و قايلين اهل سنت به تحريف قرآن شده است و در اين جا به قسمتى از اين روايات اكتفاء مىشود[١]
١- بخارى از ابن عباس در صحيح خود نقل مىكند: «لَقَد كَانَ فِى بَنى إسرائيل رجالٌ يكلّمون[٢] من غير ان يكُونوا أنبياء،» پس اگر در امت من كسى از آنان باشد او عمر است ابن عباس گفته ما من نبى ولا محدث.
قبسطلانى، در جمله اخير اين حديث مىگويد اين قول ابن عباس (ما من نبى و لا محدّث) براى ابى ذر ثابت شده و براى غير ابى ذر ساقط شده و سفيان بن عُيينه آن را پيوند نموده در آخر هاى جامع خود و عبد بن حميد به لفظ: كان ابن عباس يقرء: و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبى و لا محدث؛ يعنى كلمه و لا محدث از قرآن ساقط و كم شده.
٢- و نيز بخارى حديث طويلى را از ابن عباس نقل كرده كه خليفه دوم (رض) بر سر منبر گفته ...[٣] و ما آن جملاتى را كه به تحريف قرآن مربوط است از خليفه دوم ترجمه مىكنيم:
خداوند محمد (ص) را مبعوث فرمود و كتاب را به او نازل نمود از چيزهاى كه انزال كرد آيه رجم بود ما آن را خوانديم و فهميديم و حفظ كرديم رسول خدا (ص) رجم را اجرا كرد و ما بعد از او آن را اجرا كرديم مىترسم زمان بگذرد و مردم بگويد به خدا سوگند ما آيه رجم را در كتاب خدا نيابيديم پس به ترك آن فريضه اى إلهى گمراه شوند ... بعد ما (از قرآن) در ضمن آنچه از كتاب خدا قرائت مىكرديم و اين را مى خوانديم: (ان لا ترغبوا من آباءكم فإنه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم) أو (و ان كفرا بكم عن ترغبوا من آبائكم) سپس
[١] - يكى از دانشمندان اهل سنت رافعى مىباشد كه امكان سقوط بعضى از آيات قرآن را به جماعتى از اهل كلام نسبت داده( اعجاز القرآن ص ٤١) و طبرسى در مجمع البيان آن را به حشويه اهل سنت نسبت داده است.
[٢] - بصيغه مجهول.
[٣] - صحيح بخارى ص ١٢١ و ١٢٢ ج ٤ چاپ مطبعه عثمانيه در مصر.