افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٦ - تسبيح موجودات آفريده شده
نسبت داده شده است.
٢- آيه فوق مىگويد شما تسبيح اشياء را نمىفهميد[١].
٣- ذيل آيه: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ ..» تنها آيهاى است كه تسبيح و حمد خداوند را به همه موجودات ريز و برزگ در تمام جهان خلقت نسبت مىدهد.
٤- ممكن است از اين آيه فهميده شود كه وجود خارجى ممكن الوجود بنا بر اصالت آن،. با علم وقدرت عجين است و به همين علم، همه چيزى كه لباس وجود را بر تن مىكنند خداوند را تسبيح و تقديس و تحميد مىكنند، و ضمير جمع «هم» كه براى عقلاء مىآيد در كلمه (تسبيحهم) براى همه أشياء، يك نوع شاهدى است بر علم و عقل هر شيء. والله العالم.
آنچه كه اين احتمال عقلى و فلسفى را تا حدودى تثبيت مىكند آيه ٤١ سوره مباركه نور است: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ» (النور: ٤١)؛ روشن است كه در آيه كلمه «ما» نيامده؛ بلكه كلمه «من» آمده است و آيه دليل علم هر چيز نيست؛ بلكه دليل علم هر كسى است كه در آسمانها و زمين وجود دارند، ولى ذكر كلمه «الطير» حد اقل دليل مىشود كه پرندگان علم به تسبيح خود دارند، و اين مطلب مدركى مىشود تا احتمال دهيم كه غالب حيوانات علم به حمد و تسبيح خود داشته باشند.
سؤال؛ آيه بر علم همه أشيايى كه تسبيح مىكنند به تسبيح شان دلالت دارد و دليل عموم لفظ كلّ است؛ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ.
جواب؛ بلى، لكن قدر متيقن از عموم مدخول و محذوف لفظ «كل» كلمه «من= كسى»
[١] - ممكن است مراد اين باشد كه همه شما كفّار و مشركين لجوج نمىدانيد و يا اكثريت شما چه مشرك و چه مسلم، نمىفهميد( و تنها علما تسبيح آنها را مىفهمند) و ممكن است مراد اين باشد كه همهى شما حقيقت كامل تسبيح آنان را نمىفهميد هر چند علماى شما تامقدار كمى بفهمند، چون:« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» الإسراء: ٨٥