افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٣ - موضوع جالب
است. ولى شكى نيست كه مقام علمى مسلم در احاديث اهل سنت بسيار بلند است اگر جمعى از احاديث او مورد اجماع نباشد حد اقل مشهور بين علما مىباشد.
بنا براين احاديث وارده در تحريف كه مسلم آنها را نقل كرده يا مجمع عليها نزد علماى اهل سنت است و يا مشهور.
٢- سيوطى در اتقان خود (ج ١/ ١١٢) به چند طريق نقل مىكند كه دو سوره ديگر به نام سوره خلع و سوره حفد در مصحف ابن عباس و ابن ابى كعب وجود داشته است.
٣- او در ج ٢/ ٤٢ اتقان از آيات ديگرى كه ساقط شدهاند خبر ميدهد.
٤- در منتخب كنزالعمال از ابن ابى داود و ابن انبارى و ابن شهاب نقل مىكند كه قرآن (نازل از قرآن فعلى) بيشتر بوده ولى دانشمندان قرآن در واقعه يمامه كشته شدند و ديگران بلد نبودند، لذا همهى قرآن نوشته نشد و مقدارى از بين رفته است[١]
بعضى از دانشمندان مىگويند: قسمت عمده علماى شيعه به روايات تحريف قرآن مجيد إعتناء نكردهاند چه اسانيد آنها معتبر بوده و چه ضعيف و مجهول و قائلين به تحريف جمع قليلى بودهاند، حتى از دانشمندمشهور آقا بزرگ تهرانى نقل شده كه استاد او محدّث نورى كه كتابى در اثبات تحريف قرآن نوشته، (مكرراً) مى گفته كه من به صيانت قرآن اعتقاد دارم نه به روايات مثبت تحريف كه در كتاب خود (از هر جا) نقل كردهام (خداوند از سر تقصير اين محدّث بگذرد)
ولى علماى محترم اهل سنت اكثر آنان روايات تحريف را قبول دارند ولى از آن به نسخ در قرائت نام بردهاند كه خود شان به آنچه گفتهاند داناترند.
و بايد همهى اين روايات رد يا توجيه ديگر شود.
[١] - آنچه را كه از صحيح بخارى و صحيح مسلم نقل كردهام از خود آن دو كتاب نقل كردهام و آنچه از ساير كتب نقل كردهام از مقدمه كتاب البيان استاد بزرگوار ما آقاى خويى مىباشد.