افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٢ - كلامى در مورد عقل عملى در قرآن
موضوعه مخلوق خود كه براى زندگانى خود وضع كردهاند نمىشود[١].
بحث اساسى و بنيادى اينجا است كه: آيا خداوند در قرآن مجيد احكام عقل عملى را امضاء فرموده است يانه؟ در صورت اول آيا آن را در خصوص دنيا پذيرفته و يا در دنيا و آخرت؟ بايد جواب نهايى را از قرآن گرفت: «وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» (النحل: ١١٨)؛ و ما بر آنان ستم نكردهايم لكن خود شان بودند كه بر خود ستم مىكردند. امثال اين گونه آيات در قرآن متعدد است، و در جايى مىفرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ ..» (النساء: ٤٠)؛ خداوند بمقدار ذرهاى ستم نمىكند. و مىفرمايد: «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» (الكهف: ٤٩)؛ اين آيه در خصوص عذاب آخرت است. كه مىفرمايد: عمل دنيا را در آخرت حاضر مىيابند و پروردگار تو به كسى ستم نمىكند. و نيز مىفرمايد: «وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً ..» (الأنبياء: ٤٧).
به هرحال هر كسى آيات نازله مشتمله بر ظلم و قسط و غيره را مطالعه كند، شكى براى او نمىماند كه مراد خداوند از ظلم منفى از خود در دنيا و آخرت بر بندگان همين ظلمى است كه ما مىفهميم و موازين قسط و عدل مصطلح جمعى از علماى حكمت نيست؛ بلكه معناى عرفى آن است.
نتيجه اين كه: عقل عملى را خداوند در دنيا و عقبى قبول دارد و بر همين مبنى بابندگان خود معامله مىكند و شكى نيست كه عقاب دوزخ حتى ايذاء صوتى بدون معصيت إختيارى ظلم است و خداوند عادل از آن، مبرا است.
بلى در مورد خلود عذاب بحثى است كه تفصيل آن در كتاب معاد مطبوعه كه طبع دوم آن بنام جزء چهارم صراط الحق صورت گرفته، ذكر شده است.
[١] - رجوع كنيد. به نهاية الدراية فى شرح كفاية الاصول در بحث اوامر و به موضوع جبر و إختيار كه نظر شيخ محمد حسين اصفهانى( ره) را هم بدانيد. و به تفسير الميزان سيد طباطبايى نيز مراجعه شود.