افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٨ - والدين ابراهيم
٦- استرحام اخروى مانند إستغفار ظاهراً جايز نيست ولى دعا براى هدايت كافر و إيمان آوردن او ضرر ندارد؛ بلكه ارشاد كافر واجب است و نيز دعا كردن براى دنياى او اشكالى ندارد. والله العالم.
٧- از آيات متقدمه خصوصاً از آيات ٤٢، ٤٣، ٤٤ و ٤٥ سوره مريم كه ما آنها را در اين كتاب نقل نكرديم بطور قطعى فهميده مىشود كه آزر پدر گفته يا عموى ابراهيم بت پرست بوده و نصيحت هاى مكرّر ابراهيم را قبول نكرده وقتى ابراهيم را به سنگسار كردن تهديد نموده پس چرا ابراهيم براى او إستغفار كرده هرچند إستغفار معلق؟
جواب اين است كه آزر پس از تهديد ابراهيم به سنگسار و رجم، احتمالًا از سر سختى خود پشيمان شده و به ابراهيم گفت مدتى از من دور شو «وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا»
ابراهيم از همين كلام او در إيمان آوردن او به طمع افتاد و گفت: قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا (مريم: ٤٧)
سلام بر تو من به زودى براى تو إستغفار مىكنم كه به وعده خود وفا كرد ولى آزر مسلمان نشد و ابراهيم از او دور شد و برائت جست.
٨- تنها يك آيه باقى ماند كه بايد در آن تأمّل شود و آن آيه ٨٦ سوره شعراء است: «وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ» (الشعراء: ٨٦) و بيامرز پدرم را كه از گمراهان بوده. از لفظ «كان» كه فعل ماضى و حكايت از گذشته است به ذهن مىرسد كه اين دعا پس از مردن آزر بوده در حالىكه ابراهيم در زندگى او دانست كه او بر عبادت بتها، لجبازى مىكند و به همان حال مرگ به سراغ او رسيد و اين إستغفار بعد از مرگ معصيت آشكار است و احتمال اين كه إستغفار در حيات مشرك حرام باشد و پس از موت او جايز اين احتمالى است كه فكر نكنم كسى آن را بپذيرد.
اين اشكال از جوانى (در حوزه علميه نجف اشرف) در ذهن من بوده، ولى امروز مىگويم