افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٨ - روح
و امّا اين كه آياتى كه شفاء و رحمت براى همه إنسان ها است چرا به مؤمنين اختصاص يافته؟
سرّش اين است كه مجرّد نزول آيات نه شفاء است و نه رحمت؛ بلكه تحقّق شفاء و رحمت آنها بعد از عمل است و اين مؤمنين هستند كه به آنها عمل مى كنند و استفاده مى برند و ستمگران از معصيت دستورات الهى استحقاق عقاب در آخرت و بدبختى حيات دنيا را به دست مى آورند.
روح
«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» (الإسراء: ٨٥) و مى پرسند تو را از روح، بگو روح از فرمان پرودگار من است و به شما داده نشده بجز اندكى از دانش. ظاهراً سؤال از روح إنسان و نفس إنسان نيست و گرنه مناسب بود آن را به خود اضافه مىكردند كه روح ما يا روح آدمى چيست. به علاوه كه مشركين قريش خود را همين جسد محسوس مى پنداشتند و مناسبت آيه بعدى كه در مورد وحى صحبت مىكند، نيز با روح الأمين مناسبت دارد. والله العالم.
به هر حال روح در قرآن مجيد به چند معنى مىآيد:
يكى روح الأمين است كه فرشته بزرگى است وظيفه اول و مهم او رسانيدن وحى را از جانب خداوند براى رسولان الهى در زمين دارد و نيز و ظيفه انزال بلا وعذاب دنيوى را بر كفار مانند قوم لوط و ديگران را دارد. و وظيفه مهم ديگر او اداره امور فرشتگان است. مطاع ثم امين (تكوير: ٢١) و از وظايف ديگر او اطلاع زيادى در دست نيست.
«نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، عَلى قَلْبِكَ[١] لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ» (الشعراء: ١٩٣ و ١٩٤) قرآن را روح الأمين بر قلب تو نازل كرد تا از انذار كنندگان (امّتان خود) باشى. اين كلمه مركب وصف
[١] - آيا قلب در اين آيه به معنى روح است، يا دل فيزيكى بهعنوان مجاز؟ والله العالم.