افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٣ - كلامى در برترى تكوينى
دوّم: نمايندگى يكى از ديگرى با حضور علمى و توانايى او و با كمك گرفتن همه جانبه اوّل به دوّم. همانند نمايندگى انبياء و رسولان از خداوند در هدايت بشر.
فرق نمايندگى نوع إنسانى با نمايندگى خصوص اشخاص معدود و معين انبياء و رسولان در اين است كه نمايندگى اوّلى تكوينى است و نمايندگى دوّمى تشريعى و تربيتى است (دقت شود) به هر حال حمل بر درياها و بيابانها و هوا و فضا همه از شئون نمايندگى تكوينى از خداوند است.
در تعريف دقيق خلافت تكوينى إنسان از خداوند تصاوير و تعاريفى متعدّد و متفاوت وجود دارد كه احتمالًا در يكى از دو جزء كتاب رنگارنگ اين نگارنده نقل شده است. و امّا اين كه إنسان به دو دسته خيرالبريه و شرّالبريه (بهترين مخلوقات و بدترين مخلوقات) تقسيم شده و يا اين كه گرامى ترين انسانها متقى تر آنان است، ربطى به خلافت و نمايندگى إنسان از خداوند در كره زمين ندارد و متعلّق به حيثيت تشريعى إنسان است.
كلامى در برترى تكوينى
كدام نوع مخلوق افضل و برتر از همه مخلوقات است؟
تكريم إنسان كه بيان شد دلالتى بر برترى او ندارد[١] بلكه ذيل آيه گذشته مىگويد كه ما إنسان را بر كثيرى از مخلوقات خود برترى داديم. اين آيه به روشنى مىگويد: إنسان برتر از همه مخلوقات نيست؛ بلكه برتر از بسيارى از موجودات است. ولى طبرسى مرحوم ظاهر آيه را چنين تأويل برده است: منظور از لفظ كثير نه به مفهوم بيشتر؛ بلكه به مفهوم كل است و اين شيوه سخن در گفت و گوها در شعر و نثر نيز رواج دارد، مثلًا وقتى زمامدارى مىگويد من جاه و مقام بسيار خود را به او بخشيدم .. منظور اين است كه همه موجودات خود را به او
[١] - به اصطلاح طلاب:« اثبات شى نفى ماعدا را نمىكند.»