افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٠ - كلامى در مورد معجزه
٣- كارهاى فوق العاده كه خود پيامبر به حول و قوه خداوند آنها را بجا مىآورد.
٤- معجزات و خارقات عادات كه خداوند آنها را براى ترسانيدن از معصيت مردم انجام مى دهد.
اطلاق آيه مباركه اين است كه تكذيب گذشته گان- در امّتهاى پيشين به معجزات مرسله الهى، مانع از فرستادن دوباره مثل آنها حتّى براى امّت اسلامى گرديده چه از قسم اوّلى باشد و چه از قبيل دوّم و اقتراحى (پيشنهادى) مردم يا پيامبر اكرم (ص)؛ زيرا اگر ما آن را بفرستيم و شما آنها را نپذيريد بر شما عذاب نازل مىكنيم كه مصلحت نيست شما عذاب شويد و يا اگر شما نپذيريد ارسال آنها لغو مىشود. ولى در اين دو صورت اين سؤال پيش مىآيد كه چرا براى مردم اوايل فرستاده شد كه آيات لغو شد و موجب عذاب مردم گرديد؟ مگر اين كه گفته شود كه خدا مردم را با وجود رحمة للعالمين عذاب نمىكند. «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ ..» (الأنفال: ٣٣) ولى لغويت در هر دو زمان مانع ارسال معجزات مى گردد (دقت شود).
بلى ارسال آيات تخويفى مانعى ندارد و ما آنها را مى فرستيم؛ مانند زلزله، قحطى، مرضهايى كه بسيارى از مردم را مى گيرد و اقسام ديگر[١]
بنابراين معجزه شقّ القمر به اين آيه نفى مىشود مگر اين كه شق آن به إراده پيامبر صورت گرفته باشد، هرچند به حول و قوه پروردگار[٢] (دقت شود).
به هر حال نفى آيه از ارسال معجزات مخصوص به ارسال خداوند است، نه معجزات صادره از پيامبر اكرم (ص)؛ بلكه ممكن است نفى به معجزات مرسله از آسمان و فضا باشد، نه
[١] احتمال مى رود كه مراد از آيات تخويفى، آيات قرآن باشد كه مكلفين را از معصيت و يا عقاب مى ترساند؛ هرچند اين احتمال ضعيف است مانند احتمال اين كه مراد از آيات ممنوعه تنها آيات اقتراحى و پيشنهادى مردم باشد كه ضعيف است.
[٢] - مانند تخت بلقيس كه آصف برخيا آن را به إراده خود آورد؛ هرچند به قدرت خدا.