افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٢ - بحث و تحقيق
بلكه هفت زمينى باشد كه از آيه مباركه: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» (الطلاق: ١٢) فهميده مىشود. و ممكن است زمين هاى هفت گانه در كيفيت بى نظير خود همسان يا اختلاف كمى بين خود، داشته باشند، كه بشود مقابله مذكور فى الجملة درست گردد.
به هر حال مراد از سموات و وسعت آنها و كميت و كيفيت آنها و حدود مشخصه آنها چيزى بطور مقطوع بما معلوم نيست و تنها اين قدر مى دانيم كه محدوده آسمان محسوس ما كه مقدارى ستارگان و سياره هاى سه كهكشان در آن معلوم مىشود، آسمان اول قرآن است.
و دليل آن دو آيه مباركه: «وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ» (الملك: ٥)، «إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ (الصافات: ٦) مىباشد، بلى اين دو آيه دلالتى ندارند كه همه اين كواكب و مصابيح در خود همين آسمان دنيا باشد؛ بلكه قدر متيقن اين كه آسمان دنيا بنور آن كواكب و مصابيح زينت يافته است، هر چند وجود آنها در آسمان ديگر باشد و نور آنها به آسمان اول نفوذ و به ما رسيده باشد.[١]
قول درست اين است كه نبايد بين كهكشانهاى مصطلحه امروزى و سموات قرآن، ارتباط بر قرار نماييم چون حدود هر كدام مشخص و معلوم نيست و بعيد است كه در آينده روشن شود كه مراد قرآن از سموات هفتگانه و سموات مطلق كماً و كيفاً چيست؟
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
عبادت من تنها ترا است، و عبادت غير خدا (هر كسى هر موجودى كه باشد) موجب شرك و خروج از دين است، حتى اگر عبادت غير، به هدف تقرب بخداوند باشد، «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى» (الزمر: ٣) حقيقت عبادت تعظيم بقصد ربوبيت است و مطلق تعظيم
[١] - من نفهميدم كه چرا كواكب به حرف لام الجنس يا استغراق محلّى گرديده ولى مصابيح بلفظ نكره و بدون لام ذكر شده است؟