افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٨ - آيا مؤمنين در قيامت ترس و غم و بى تابى دارند؟
چه كه فلاسفه و متكلمين مذاهب اسلامى در تفسير حيات خداوند گفتهاند بيهوده است. و مفهوم درستى از آن در ذهن ما نمىآيد. و اصطلاحات خود آنان است. بلى مطلق حيات نيازى به بدن و روح ندارد. و اين إدعا تعجب ندارد، روح مجرد ما زنده است يا مرده؟ نمىشود گفت مرده است؛ پس زنده است معناى حيات روح ما چيست؟ وكذا روح ملائكه و جن و روح القدس اگر غير از جبرئيل روحى مستقل باشد نمى توانيم تعريف كنيم.
پس زندگى خداوند را تعبداً قبول مىكنيم كه در قرآن مجيد آمده است و از خود براى آن تفسيرى اختراع نمىكنيم. «وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» (الإسراء: ٨٥)
حُب تكوينى و تشريعى خداوند
خداوند به همه مخلوقات خود حُب تكوينى دارد، و گرنه اذن دخول آنها را در حلقه هستى نمى داد ولى به كافران و متمردين حُب تشريعى ندارد. «قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ» (آلعمران: ٣٢)، «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ ..» (النساء: ١٤٨) «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ» (الصف: ٤) و امثال اين آيات و محبتى كه إنسان به افراد و اعيان و امثال دارد يكى از صفات نفسى اوست كه بر خداوند محال است. و أما اين كه اين محبت تكوينى و تشريعى را در حق خداوند چه معنى كنيم؟ بحثى است جداگانه.
آيا مؤمنين در قيامت ترس و غم و بى تابى دارند؟
«وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ» (النمل: ٨٧) «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» (النمل: ٨٩) «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (النمل: ٩٠) مىگوييم ممكن است مراد از مستثنى (إِلَّا مَنْ شاءَ) مؤمنين باشند.
«لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (الأنبياء: