افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٠ - إيجاد و آفريدن حق تعالى
بر آنها تمام شده است و أنبياء براى آنان آمدهاند. و در سوره «يس» و «حجر» (آيههاى ٣٠ و ١١) مىفرمايد: «وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ» (الحجر: ١١) «ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ» (يس: ٣٠)؛ پس ممكن است كفار همه الا عدهاى اندك معاند ويا جاهل مقصر بودهاند.
جواب: اين آيات، عموم ندارند، قدر متيقن مدلول آنها در عناد و تقصير منكرين موجبه جزئيه است. قدر متيقن اكثر معاصرين أنبياء كه در يك محل بودهاند، كفار مقصر و يامعاند بودهاند. كميت امتها معلوم نيست، در هر قريه رسولى يا نبى نبوده؛ بلكه نبى و رسول در اماكن و شهرهاى بزرگ آن زمان مبعوث مىشده است. و لذا در اماكن ديگر هم معاند بوده و هم مقصر و هم قاصر، ولى عذاب دنيوى مطابق سنت إلهى شامل هرسه مىشده[١] در آيه ٩ سوره «قصص» چنين مىخوانيم: «وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا ..» (القصص: ٥٩)؛ پروردگار تو هلاك كننده قريهها (شهرها و دهها) نبوده است، تا در «ام» قريهها (شهرمركزى آنها) رسولى مبعوث مىفرمود.
بنا براين، مشكلى بين اين آيات و آياتى كه كثرت جاهل قاصر از آنها به دست مىآيد ان شاء الله وجود ندارد و همچنين ادله ديگرى بر وجود قاصر دلالت دارد بايد تأمل زيادى بنماييد.
إيجاد و آفريدن حق تعالى
«إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (النحل: ٤٠)؛ و هنگامى كه چيزى را إراده كنيم فقط به او مىگوييم (موجود) باش بىدرنگ (موجود) مىشود اعاده شما در قيامت هرچند به نظر شما مشكل است، ولى ما به مجرّد إراده و بدون درنگ آن را إيجاد مىكنيم.
مىخواهم بگويم يا اين چنين تعبير زيبا و بيان آسان و ساده، قدرتنمايى خالق به طور
[١] - لكن عقاب اخرت و خلود در نار، مخصوص دو دسته اول است.