افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٦ - ابراهيم عليه السلام
زيرا نفوس، بيشتر مىشود و مواد غذايى بيشتر لازم مىگردد. والله الهادى والعالم.
ابراهيم عليه السلام
«إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً ...؛ ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ...» (النحل: ١٢٠- ١٢٣)؛ افراد إنسان- و ساير انواع عاقل مكلّفين- از نظر بدن و جسم و عرض و طول تفاوتهايى دارند و اين تفاوت ها در افراد إنسان محدود است. ولى از نظر روح و صفات روحى و إراده و عقل و دور انديشى تفاوتهاى وسيعى دارند و دوزخ و بهشت مراتب مختلف و درجات بزرگترى دارند، غالباً ما و شما تجربهاى در اين مورد داريم.
|
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود |
زهر چه رنگ تعلّق بگيرد آزاد است. |
|
|
يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم |
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس |
|
نويسنده، گاهى از صحبت يكزن پير فقير و گاهى از صحبت يكپسر جوان درس نخوانده و گاهى از افراد بيسواد حرفهايى شنيده و كارهايى ديدهام كه از روح ضعيف و همّت پست خود كه عمرش به درس ومطالعه گذشته! خجالت كشيده و در باطن خود احساس خفّت نموده است «أستغفر الله ربى و اتوب اليه.» اين جمله كه به ابراهيم خليل الرّحمن گفته شده بزرگترين مدال إفتخار آميزى است كه يك فرد يك أمّت باشد و شخصيت او به اندازه شخصيت أمّتى باشد كه ممكن است هزاران فرد را شامل شود.
بزرگى و كوچكى آن اين تفاوت را در بسيارى از زمانها ميسر مىسازد در همين آيه فوق او را قانت- راهرو حق- حقگرا و شكرگزار نعمتهاى حق مىداند. او كه براى اولين بار توسط مادرش از تنهايى هميشهاى در يك مخفىگاه در اوان كودكى نجات يافت و از «غار» به فضا آمد و «ماه» و «ستاره» و «خورشيد» را ديد و از همه قطع علاقه كرد و فرمود: «إنّى لا أحب الآفلين»؛ من اين موجودات مادّى را هرچند كه پر زرق و برق هستند، ولى افول و غروب دارند دوست ندارم، و از پروردگارش هدايت خواست آيا اين برابر صدها هزار روح كفّار و