افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٨ - حكمت، موعظه و مجادله
در آيه ٣٩ سوره اسراء (بنى اسرائيل) چنين آمده است: «ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً» (الإسراء: ٣٩)؛ يعنى اين مطالب گذشته (قسمتى) از حكمت است كه بسوى تو وحى كرديم. كلمه (ذلك) اسم اشاره است كه به سوى مدلول آيات سابقه اشاره دارد، ولى آيا بسوى همه آيات سى و هشتگانه گذشته اين سوره، مىرود كه بعيد است. يا به سوى قسمتى از آيات و آن قسمت، چند آيه است، دليلى بر آن وجود ندارد. ممكن است- مجرد احتمال- كه آيه ٢٧ تا آيه ٣٨ مراد باشد. بلى از آيه ٣٩ كه عنوان بحث است فهميده مىشود، كه هرچند اصل در عطف مفاهيم بر همديگر در كلام، دليل بر تعدّد آن مفاهيم مىباشد. و عطف تفسيرى خلاف اصل و محتاج به قرينه است ولى در آياتى كه به آنها اشاره كرديم، حكمت غير از آيات و تزكيه و تعليم كتاب نيست؛ زيرا خداوند بعد از إنزال ٣٨ آيه در سوره بنى اسرائيل (اسراء) مىفرمايد: اين آيات با معانى آنها كه پروردگارت به سوى تو وحى كرده است از مصاديق حكمت است.
بنابراين مصاديق حكمت هم كتاب (قرآن) است و هم آيات، و بايد عطف تعليم كتاب بر آيات و عطف (تعليم) حكمت بر كتاب عطف تفسيرى باشد. و مىشود كه حكمت را مشتمل بر عقايد و اخلاق و افعالى بدانيم كه موجب تسديد و تقويت و ثبات روح در زندگانى مىشود. امر قرآن به دعوت مردم به حكمت (دلايل عقلى و عقلايى) به سوى اصول و فروع دين يك شعار هوايى غير قابل عمل نبود كه از زمان رسول اكرم (ص) و صحابه و ائمّه اهل البيت (ع) و دانشمندان عالى قدر مسلمان تا امروز ١٤٣٨ سال هجرى قمرى (قرن ٢١ ميلادى، قرن ترقّى علوم تجربى و حتى دو قرن قبل آن) در پناه آيات قرآن براى مردم دنيا اصول و پايه دين اسلام و برنامه عملى و اخلاقى آن را توسط براهين عقل نظرى و عقل عملى (دو شاخه حكمت) بيان كردهاند و امروز نداى قرآن همانند عصر رسالت بلند است كه از براى خداوند حجّترسا بر مردمدانا، تمام است و مردم پس از جهل تقصيرى بوسيله عناد و جهل