افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٥ - تفسير عاد و باغ به متجانف به إثم
آخر خواندم فرمود تنها حرام چيزيست كه خدا و رسول او[١] در قرآن حرام كرده است، لكن مردم چيزى را مورد ترديد قرار مىدهند ما هم در آنها ترديد مىكنيم. فى الموثق عن زراره عن احدهما (ع) خوردن گوشت كلاغ حرام نيست تنها حرام چيزى است كه خدا آنها را حرام فرموده است؛ لكن نفسهاى مردم از خوردن گوشت خيلى از حيوانات دورى مىكنند.
اسناد تمام اين احاديث معتبره است چه دلالت بر تحريم داشته باشد و چه دلالت بر جواز و حليت و همه اين احاديث در ج ٧/ ٤٢٩ تا ٤٤٠ معجم الأحاديث المعتبره اينجانب مذكور است.[٢]
مطلب أخير:
من به اجتهاد فقهاى بزرگوار خودمان در تحريم شمار زيادى از حيوانات سابق الذكر، احترام مىگزارم و من از ابتداى عمرم تا امروز (٨١ سالگى) گوشت هيچ حيوانى كه مورد تحريم مشهور فقهاى شيعه بوده نخوردهام و نخواهم خورد و حتى اگر ببينم كسى آن را خام يا پخته مىخورد به احتمال قوى حالت قيء و اشمئزاز شديد به من دست خواهد داد. ولى اين طبع شخصى و سليقهاى فردى من، نبايد هيچ تأثيرى در استنباط احكام شرعى داشته باشد، و به جاى احساسات بايد متوجّه وظيفه شرعى بود.
من دستهاى دوم احاديث را كه حرمت را نفى مىكنند، قرينه قوى بر حمل احاديث دستهاى اول كه چه به صيغه أمر يا نهى چه به مادّه تحريم كه حرمت أكل را اثبات مىكند، بر كراهت حمل مىدارم، منتهى آنچه به مادّه تحريم آمده كراهت بيشتر دارد، پيشگويى من اين است كه در آينده دور ممكن است اكثر فقهاى ما، اكراهاً همين قول مرا انتخاب كنند؛
[١] - ظاهراً كلمه( ورسوله) زيادتى باشد قرآن فقط از كلام خداوند است يا احتمالًا مراد اين باشد كه تحريم منحصر به خداوند و رسول است كه آنها حرام نكرده پس حرام نيست.
[٢] - جامع احاديث الشيعه، ج ٢٨/ ١٥٧ تا ٢٢٢.