افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٨ - تسبيح موجودات آفريده شده
و إدراك يا هرچه كه نام بگذاريم در متن وجودات خاصّه خود داشته باشند، چون از إراده واجب الوجودى تحقق يافته اند كه ذات و صفات كمالى او من جمله علم و قدرت و حيات او داراى يك حقيقت واحده هستند، وجود او عين علم و قدرت او، قدرت او عين علم او مى باشد و صفات و ذات در مرحله مفاهيم با هم مختلف هستند ولى در مرحله مصداق مطابق براهين و ادلّه متعدّد- كه در كتب كلامى خود آنها را مفصّلًا بيان نمودهايم- يكى هستند. وقتى خالق و موجد كائنات چنين باشد قسمتى مخلوقات ممكن است نيز چنين باشند و اين عينيت ذات و صفات و عينيت مصداقى صفات با هم در وجودات ممكنه نيز صادق باشد[١] و بنابراين همه حقايق نوعيه و افراد آنها با مراتب متعدّد و مختلف آنها از مرتبهاى از علم- هرچند ضعيف- بر خودار خواهند بود.
و امّا نطق آنها را مى توان از قرآن ثابت نمود:
«وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ...» (فصلت: ٢١) اگر به نطق آوردن همه چيز در قيامت و كره ميدان حساب فرض شود آيه ربطى به مقام ما ندارد و اگر انطاق همه چيز در دنيا هم ثابت باشد پس نطق اشياء به تسبيح و تحميد خداوند ثابت مى گردد. والله العالم.
و ممكن است اين نطق مجازى باشد مانند: «هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ...» (الجاثية: ٢٩) و «وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ» (المؤمنون: ٦٢) و ممكن است اين آيه را «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ ...» (النمل: ١٦) شاهد آورد بر نطق همه اشياء. مگر اين كه بگوييم نطق حيوانات حتّى ريز مانند مورچه در قرآن هرچند ثابت است
[١] - نه از طريق سنخيت فلسفى كه من آن را قبول ندارم.