افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٨ - شدت عذاب قتل بر بنى اسرائيل
عقاب قاتل است و بالاتر از خلود عذابى نيست ولى در اينجا چند سؤالى وجود دارد:
اولًا: عقاب قتل همهى مردم بواسطه قتل يك فرد از آنان ظلم است و ظلم برحكيم روا نيست.
ثانيا: اينگونه عقاب مخالف ادلّه اى است كه جزاى يك بدى را بدى ميداند نه بيشتر كقوله تعالى «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (الأنعام: ١٦٠)»
ثالثاً: خلود براى كفار است اگر قاتل مؤمن باشد خلودى براى او نيست به علاوه كه خلود در نار از لحاظ زمان قابل زياده نيست ولى بلحاظ كيفيت عذاب قابل زياده و نقيصه است.
و رابعاً تنزيل مذكور موجب نقض غرض است، زيرا غرض اهميت گناه و پيامد قتل نفس است و لازم اين غرض آنست كه اهميت مذكور در قتل دو و سه و بيشتر از آن بالا تر رود ولى معناى تنزيل اين است كه جزاى قتل هزاران آدمى بيشتر از جزاى قتل يك تن نيست.
لا يقال ان قتل العشره يعادل عشره اضعاف قتل الجميع و ان قتل الجميع يعادل قتل الجميع بعدد الجميع فإنه يقال: ان مرجعه الى المضاعفه فى عدد العقاب و لفظ الآيه لا يفى بإثباته كما قيل.
ممكن است بگوئيم تساوى قتل فرد و همه در مجرد جايگاه عذاب است و تفاوت در كيفيت عذاب پس هيچ اشكالى وارد نمىآيد اين جواب از صحيح محمدبن مسلم و جمله اى كه از يك روايت ديگر نقل كرديم إستفاده مىشود والله العالم.
و از آيه نقض غرض إستفاده نمىشود؛ زيرا آيه مباركه تنها نظر به شدّت و سختى عذاب قتل دارد و اين كه قتل يك تن به منزله قتل همه است و أما اين كه لازم آن تساوى قتل همه با قتل يك تن مىشود از مدلول آيه بيرون است و جواب آن بايد ازخارج داد شود كه گفتيم عذاب قتل بيشتر، بيشتر است هر چند جايگاه قاتل در آتش خاص، يكى است. فتأمّل جيدا