افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٩ - نظر كلى إنسان ها به دينهاى آسمانى در تاريخ
٢- وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ، إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ (هود: ١١٨، ١١٩)
٣- الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا .. (الملك: ٢)
٤- أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ (المؤمنون: ١١٥)
آيا مى پنداريد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم و شما به سوى ما بر نمىگرديد؟[١]
ممكن است از آيه استظهار شود كه علت خلق رجوع به قيامت است.
خلاصه اين چهار آيه: كه علت آفرينش جن و انس عبادت است و همين عبادت علت برگشتن به قيامت براى سزاى عمل است كه رفتن به دوزخ و بهشت باشد.
مراد از رحمت در آيه دومى رحمت تكوينى نيست تا ربطى به عبادت نداشته باشد، بلكه مراد آيه اين است كه مردم هميشه (در رسيدن به حق) اختلاف دارند مگر آن كس كه رحمت حق شامل او شود و او را به (دين واقعى خدا) هدايت نمايد و اين رحمت به معناى هدايت است هدايت به دين حق، پس هدايت تشريعى مىباشد نه تكوينى و براى همين هدايت تشريعى آنان را آفريده است.
عمل نيكو تر در آيه سوم هم عبادت و اطاعت حق است براى همين خلق شدهاند.
ممكن است مراد از عبادات تنها عبادات مصطلحه فقه (كه قصد قربت در صحت آنها
[١] - بخلاف آنچه كه در متن مىآيد اين آيه از سه آيه اول در اثبات اين كه علت غايى بندگى خدا و رجوع مردم به خدا( براى ثواب و عقاب اخروى است) دلالت قوى تر بطوريكه اگر تكليف و رجوع به قيامت نمى بود خلقت انسان عبث و بيهوده بود! دارد.
بلى اين مطلب درست است ولى وجود اكثريت جاهل قاصر در نوع انسانى نيز قابل انكار نيست اينان تكليف منجزى ندارند تا ثواب و عقاب داشته باشند بنا براين مىگوييم مراد آيه فوق همه افراد انسان نيست بلكه خطاب به مؤمين و متعمدين و مقصرين هستند كه استحقاق عقاب را دارند و حجت بر آنان تمام است اگر براى اينان قيامتى نباشد خلقت شان عبث مىشود و علت غايى اول خلقت آنان را از بيهودگى بيرون نمىبرد.