افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٧ - شدت عذاب قتل بر بنى اسرائيل
نموده كه به منزله إحياى همه است.[١]
٦- قاتل بقتل خود راه قتل را هموار مىسازد چنانچه نجات دهنده هم سنّت گزار حفظ جان آدمى مىگردد لذا قاتل به منزله مشارك همهى قتلها است.[٢] و منجى هم به منزله نجات دهنده همهى مردم و مؤيد اين نظريه روايت معروفى است كه «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةٍ، فَعَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.»[٣]
٧- تنزيل مذكور واقعى نيست بلكه به نظر مقتول و نجات داده شده است؛ چون هر كس جهان را از وجود خود مى بيند[٤].
٨- معنا اين است كه قاتل يك نفس قصاص مىشود مانند قصاص قاتلى كه همهى مردم را بكشد و كسى كه از قاتل عفو كند مانند كسى است كه از همهى مردم عفو كند.
٩- بلحاظ العقاب والثواب ففى صحيح ابن مسلم فى أول جزء التاسع عشر من الوسايل: از ابوجعفر (إمام باقر «ع») از قول خداوند عزّوجل (مَنْ قَتَلَ نَفْساً ...)) سؤال كردم، فرمود: براى قاتل درآتش جائى است كه اگر همهى مردم را مى كُشت وارد نمىشد مگر همانجا، و قريب به همين مضمون چند روايت ديگر هم است وفى بعضها قُلتُ فإن قتل آخر؟ قال: يضاعف عليه. مى گويم مؤيد اين احاديث اين آيه است: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً (النساء: ٩٣)»؛ زيرا خلود براى قتل يك إنسان
[١] - بسيار ضعيف است. بعلاوه كه اين وجه قتل قاتل را نيز ممنوع مى گرداند.
[٢] همه مردم كه كشته نمىشوند، اگر وجه مذكور فى حد نفسه تمام شود ثابت مىكند كه قاتل، همه مقتولين است نه قاتل همه مردم و كذا در طرف إحياء ونجات.
[٣] هر قتل سنّت نمىشود به علاوه كه اين توجه در مطلق معاصى مىآيد و بايد مفاد آيه را در ضرب و توهين و لواط و زنا و غيبت و غيره نيز تعميم داد.
[٤] خلاف ظاهر آيه است.