افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٣ - پايان كار حضرت عيسى(ع) در اين دنيا
كه همهى اهل كتاب به عيسى (ع) قبل از موت او إيمان مىآورند، وضمير جمع (عليهم) مؤيد آن است و اگر بسوى هر فرد اهل كتاب بر گردد، كه صيغه مفرد (ليؤمنن) مؤيد آن است معناى آيه اين مىشود كه هر فرد اهل كتاب قبل از مردن خود به عيسى (ع) إيمان مى يآورد.
وجه احتمال دوم اين است كه نزديك به مردن ممكن است خداوند إدراك آدمى را بالا ببرد و به حقايق متوجه شود كه فرعون هم متوجه شد و بخداى بنى اسرائيل إيمان آورد ولى اين توبه در آن موقع پذيرفته نيست.
وجه اول اين است كه عيسى (ع) زنده در آسمان باقى بماند و در موقع قيام إمام زمان نازل شود و اهل كتاب آن زمان به نبوت او إيمان مىآورند؛ يعنى در هر دو صورت يهوديهاى آن زمان رسالت او را تصديق مىكنند كه منكر آن بودند ونصاراى آن زمان از ادعاى خدايى و فرزند خدايى بودن او بر مى گردند. و تنها او را رسول خدا مى دانند. و اين وجه را از روايات اسلامى مى توان به دست آورد كه در منابع شيعه و سنى وجود دارد. و مىشودبهمين روايات احتمال سوم را بر احتمال دوم ترجيح داد والله العالم. فسلام عليه يوم ولد و يوم يموت- فى آخرالزمان- و يوم يبعث حياً و على جميع الأنبياء لاسيما سيد هم و خاتمهم محمد و آله[١] (عليهم السلام)
اين كه نويسنده كم بضاعت علم به زنده بودن مسيح را از هنگام ولادت از مادر مكرمه اش مريم (سلام الله عليها) بخداوند نسبت دادم نوعى توقف است و منشأ آن، آيه ٥٥ سوره آل عمران است: «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا» (آلعمران: ٥٥)؛ اگر مراد از كلمه «متوفيك» و «رافعك إلى» مجرد أخذ و گرفتن و بلند بردن به آسمان باشد كه با آنچه گذشت منافات ندارد ولى اگر مراد ازكلمه «متوفيك» معناى مستعمل ديگر آن در قرآن- كه همان أخد حقيقت و روح إنسان است- باشد معناى آيه
[١] - لفظ عيسي ٢٥ مرتبه در قرآن تكرار شده است.