افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٩ - توانايى شيطان تا كجا؟
آدم، «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ، ١٦- نزغ،[١] ١٧- مسّ،[٢] ١٨- فتنه،[٣] ١٩- رجز شيطان، ٢٠- وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ ...» (الكهف: ٦٣) مرا به فراموشى نيانداخت و آن را از يادم نبرد مگر شيطان. ٢١- القاى شيطان[٤] ٢٢- «مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ (ص: ٤١)» ٢٣- تسويل،[٥] ٢٤- استحواز،[٦] ٢٥- ايحاء به سوى دوستان خود، ٢٦- همزات،[٧]
احتمال دارد همه يا اكثر اين عمليات شيطان به يك چيز تفسير گردد و آن قدرت شيطان بر وسوسه او در نفس آدمى است. گاهى وسوسه شيطان در آدمى به گونهاى است كه آدمى بعض امور را فراموش مىكند و عرفاً صحيح است كه فراموشى را به شيطان نسبت داد و اين موضوع در مورد تخويف هم جارى مىگردد و مىشود گفت كه وسوسه او گاهى مصداق يا علت تخويف است گاهى مصداق ويا علت إنساء و گاهى مصداق و يا سبب فحشاء و معاصى و گاهى مصداق لغزانيدن و گمراه ساختن و گاهى مصداق تزيين و مسّ و غيره. و ممكن است مسّ نفس وسوسه او به آدمىباشد او جسم لطيف است و اين قدرت از جانب خدا به او داده شده است كه يكى از امور گذشته را در نفس اماره إنسان و حتى در نفس مطمئنّه آدمى بياندازد و إنسان بايد در مقابل اين إلقاءات مقاومت كند و از دستورات دين و حتى از تسديد ملك موكل مدد بگيرد كه خدا به او داده است. و خلاصه: نسبت افعال نوزده
[١] - نزغ تباهى و طعنه زدن بين مردم.
[٢] « إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» الأعراف: ٢٠١
[٣] انداختن در گمراهى و گناه( بوسيله وسوسه)
[٤] -« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ، لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ...» الحج: ٥٢ و ٥٣
[٥] - تسويل تقريباً همان وسوسه است.
[٦] - استحواز همان شدت وسوسه و تسويل است.
[٧] - وسوسه هاى بد.