افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٧ - قايلين به تحريف قرآن چه مى گويند
احاديثى است كه در كتب حديثى آنان وارد شده است ما در دو مقام بحث مىكنيم:
اول: در احاديث شيعه كه مدرك عدهاى از محدثين شيعه در قول به تحريف است:
اولًا اين احاديث به دو گونه است يكى روايات ضعيف السند كه از راويان مجهول و يا دروغگو نقل شده، اينگونه روايات فى نفسه معتبر نيست و حتى كراهت و يا استحباب چيزى به آن ثابت نمىشود تا چه رسد كه در مورد نقص كلام الله مورد استدلال قرار گيرد.
دوم: روايات معتبر السند است كه به هفت عدد نمىرسند و بزرگان إماميه به اين چند حديث إعتنا نكرده و آنها را واجب التأويل دانستهاند و يا علم به مراد آنها را به قايلش برگردانيدهاند. و اين روايات در كتاب قرآن جزء دوم معجم الأحاديث المعتبره در باب ٨ ص ٣٨١ و غير آن ذكر شده است كه محققين به آنجا مراجعه كنند[١]
ممكن است دانشمندى بگويد روايات ضعيف السند در فرضى بى اعتبار و قابل ردّ است كه كم باشد، اما اگر به اندازهاى كه موجب صحت إطمينان به صدور آنان از حضرت پيامبر (ص) يا إمام بگردد، ضعف سند به اعتبار متن ضرر نمى رساند؛ زيرا إطمينان به صدور مدلول براى اثبات مطلب كفايت مىكند إطمينان از هر سببى پيدا شود عقلاء آن را حجت مىدانند و روش حضرت پيامبر (ص) و إمام (ع) در نظام زندگانى شان اعتماد بر إطمينان بوده. به هر حال إطمينان و وثوق در نظر عقلاء حجت است و عرفاً مغاير با ظن است كه قرآن آن را حجت نمىداند و مىفرمايد: «وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً» (النجم: ٢٨) إطمينان فوق ظن است ظن از ٥١ در صد شروع و تا ٩٠ در صد مثلًا و پس از آن إطمينان است وقتى به صد رسيد قطع مىشود و قطع حجت عقلى است كه در علم اصول فقه بيان شده است.
در جواب مىگوييم بلى آنچه مىگويند درست است ولى در كثيرى از روايات مرسله و ضعيف السند كه راويان آنها دروغگو يا مجهول الحال است، مشكله تنها در سند آنها نيست؛
[١] - يك دليل ديگر نيز بر صيانت قرآن وجود دارد كه در ضمن احاديث اهل سنت ذكر مىشود