افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٣ - فوايد هجرت در راه خدا
برگردانند كه با كمال تأسف شنيده بودند من به فرودگاه جدّه پياده شدهام و كار از كار گذشته است.
پس از اداى مناسك، مشكلهاى من اين بود كه كجا بروم، همسفرهاى قندهارى من به سوى قندهار پرواز كردند و من تنها ماندم روزها به سفارتها براى ويزه مى رفتم كه يا عراق يا ايران يا مصر و يا يكى از كشورهاى اسلامى بروم كسى به من ويزه نمى داد، شبها زير خيمه در جدّه بدون فرش مى خوابيدم و غذايى از دكانها مىخريدم و مىخوردم، يك روز يك افغانى الاصل آمد گفت شنيدهام ويزه مىخواهى ميسّر نمىشود در حالىكه من اينجايم!! گذرنامه ات را بده كه دادم و رفت ويزه عراق را آورد من مىدانستم ويزه جعلى است جرأت نكردم به آن عراق بروم ولى آن ويزه جعلى سبب شد كه سفارت سوريه به من ويزه بدهد و من سوريه رفتم كه طلّاب علوم دينى افغانى مقيم زينبيه دمشق از آمدن من خبر شدند مرا به مدرسه اى بردند و برايم اقامت گرفتند و آنجا مشغول تدريس محصّلين شدم و از هيچ كسى پول نگرفتم ولى مصرف من كم بود، در همين اثنا انقلاب اسلامى ايران پيروز شد و يك سيد اهل علم ايرانى از سفارت ايران برايم ويزه گرفت و ايران رفتم و به قم منتقل شدم خانهاى را به كرايه ماهانه ١٢٠٠ تومان گرفتم شرايط سياسى ايران براى من خيلى آموزنده بود و پيروزى انقلاب اسلامى ايران روحيات غالب مسلمانان دنيا را تكان داد و بارقه اميد به پيروزى اسلام در دلها تابيد. من در اولين روزها مرامنامه و اساسنامه حركت اسلامى افغانستان را نوشتم محصّلين علوم افغانى به ديدنم زياد مىآمدند و صحبت از پيروزى اسلام در ايران و پيروزى كمونيستهاى هوادار شوروى در افغانستان بود، شرايط ذهنى براى تشكيل يك حزب جهادى در بين محصّلين علوم دينى و كارگران افغانى مقيم قم و ساير شهرستانها زياد بود كه بدون فوت فرصت با چند تن از اهل علم افغانى مقيم قم حركت اسلامى را تشكيل داديم كه