افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٦ - فايده مهم
راغب در مفردات خود مىگويد: رَبّ در اصل تربيت است[١] كه به معناى پديد آوردن حال يك شيء بعد از حال ديگر است تا به تمام برسد. و يقال: «ربّه و ربّاه و رببّه»
او مىگويد: رب مصدر است كه براى فاعل به استعاره گرفته شده[٢] و ربّ (بدون قيد) براى غير خدا إستعمال نمىشود. ربّ؛ يعنى متكفل به مصلحة موجودات. ولى ربّ در قرآن بنحو مطلق، در باره غير خدا إستعمال شده كه يوسف به قاصد شاه گفت: «ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ» (يوسف: ٥٠) (دقت شود)
باز راغب مىگويد: «ربّ» در عرف به غير خدا گفته نمىشود. و جمع «ربّ» «ارِبّه» و «ربوب» است.
بلى ربّ تنها خداوند است و خداوند ربّ و مربّى همه موجودات است و آنها را از حالى به حالى در مىآورد.
و به زودى در معناى عبادت، اعتبار قصد ربوبيت در مفهوم آن مىآيد و ربّ العالمين نوعى توجه و ارزش دادن به إنسان يا موجودات عاقل است و گرنه خداوند ربّ و مربى همه موجودات است.
و بالآخره عالَم يعنى آله دانستن چيز ديگر، عالَم يعنى آنچه كه خدا به او شناخته و دانسته مىشده و خدا به وجود مخلوق عالِم مانند إنس و جن و فرشته بهتر دانسته مىشود، امروز در علم الحيات (بيالوژى) مسلّم است كه حيات و زندگى از غير زنده پيدا نمىشود پس بايد يك موجود حى ازلى فرض شود تا تحقق حيات و صدور آن در جهان به او مستند گردد.
مطلب اخير: مىشود ربّ و ملِك (مالك) را به ملك حقيقى از نظر معنا يكى دانست. والله
[١] - احتمال دارد كه رَبّ و تربيت از دو باب باشند؛ اولى مضاعف ثلاثى و دومى ناقص و از باب تفعيل. و احتمال دارد كه هر دو از يك باب باشند با تصرف در حروف يكى از آنان. و احتمال اول از مفردات راغب بدست مىآيد.
[٢] - مثل عدل و عادل.