افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٤ - افتراء بر خداوند(ج)
خود را به پيامبر و صحابه نسبت داده اند كه از دو جهت حرام و موجب فسق است.[١]
اول: از جهت اين كه إفتراى بر خداوند و كذب بر رسول او مىباشد.
دوم: اين كه تحريف در دين و موجب إبطال حق يا إحقاق باطل است كه نتيجه آن گمراهى مسلمانان غافل، از دين خداست كه گناه بسيار بزرگ و شيطانى است. بعضى از دانشمندان اهل سنت كتاب هاى مستقل در موضوعات نوشته اند و دروغگويان بر خدا و رسول او را إفشاء كردهاند و اجتناب از احاديث موضوعه بسيار مهم است.
غالباً فاسق بر امامان اهل بيت (ع) افتراء بسته اند. نگارنده پاره از آنها را در اين جا نقل مىكند
١- حديث قدسى: «كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكى أعرف» كه هيچ مصدر و سندى ندارد
٢- «لولاك لما خلقت الأفلاك.» افلاك مدار ستاره ها و سياره ها است و وجود خارجى ندارد اين روايت نه مصدرى دارد و نه سندى.
٣- بعضى از عوام شيعه به حضرت على (ع) نسبت مى دهند كه ايشان فرموده است: كنتُ مع الأنبياء سرّاً و مع النبى جهراً. من با انبياء در پنهان و با رسول اكرم (ص) آشكارا بودم، ظاهراً مخترع اين حديث غاليان بوده اند. هارى كربن مستشرق، اين روايت را از پيغمبر اكرم چنين نقل كرده است: على مع الأنبياء سرّاً و معى جهراً على در باطن با همه انبياء و در ظاهر با من بوده است[٢] كه باز هم جعلى است.
[١] - در مورد عرفا و صوفيه نادان مىشود گفت: كه تمام احاديث منقوله در كتب آنان از خداوند و رسول( ص) همه جعلى و اختراعى است مگر آنكه در كتب حديث سند داشته باشد كه معتبر است يا غير معتبر.
[٢] - هارى كربن تاريخ فلسفه اسلامى، ترجمه اسدالله مبشرى ص ٥٨- ٦٠.