افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٠ - جاهل قاصر
لازم خود عمل كرده و مىكند.
بنا براين هر كس از راه راست منحرف شده، انحراف او بعد از ارايه إلهى و مخالفت با آن بوده است. و به عبارت ديگر كفّار و غير متابعين راه راست يا معاند و لجباز هستند[١] و يا جاهل مقصر كه براى تحقيق حق جستجو نكردهاند، و هر دو دسته مستحق عقاب مى باشند.
ولى دسته زيادى از مردم هرچند ديوانه نيستند؛ بلكه عقل دارند عقول آنان ضعيف است. و به حق نمىرسند، ارايه حق با استعداد داشتن پذيرش حق و با موانع رسيدن همه إنسانها به حق ظاهراً ملازمهاى ندارند، فطرت إنسانها كه اقتضاى رسيدن به حق را دارد در اثر موانع اجتماعى مانند بت پرستيدن كه بتها (نعوذ بالله) مقام شفاعت را دارند و اينها نمونه و نماد و سمبل ملائكه مى باشند و ساير تخيلات باطله كه از پدران نادان براى نسل هاى بعدى آنان باقى مى ماند و به مرور زمان شكل قداست را به خود مىگيرند و باعث گمراهى كوتاه فكران مىشود.
ضعف فكرى افراد و خرافات و اوهام باطل و حاكم بر محيط اجتماعى و القاءات شيطانى دولتهاى استعمارى به منظور تعميم استعمار و استثمار[٢] هرچند هر كدام به تنهايى علت قصور فكر إنسانها مىشود؛ بلكه مانع اتمام حجت و استحقاق عقاب اخروى مىگردد ولى اگر سه امر يا دو أمر در فردى جمع شود بطور قطعى قصور او را عميق و قوى مىسازد.
نظر قطعى- بدور از افراط وتفريط- اين كه در همه ادوار حتى در عصر نبوتها- در غير محل اقامت انبياء و اماكن تبليغات آنان (سلام الله عليهم) تعداد زياد إنسانها- قاصر بودهاند كه مستحق عقاب كفر و عصيان نيستند و بر اين مطلب آيات زيادى دلالت دارد كه در كتب
[١] - كه مصداق اين آيه هستند« وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ... النمل: ١٤
[٢] - غافلى مى گفت در عصر انترنت كه همه چيز در آن ثبت است قصور معنا ندارد، ولى او نمى فهميد كه قدر متيقن نُه حصه از ده حصه انترنت ضد دين و ترويج فحشاء و منكرات است كه نُه برابر قصور مكلفين را نسبت به گذشته بيشتر مىكند.