افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨١ - إبليس و شياطين
به آخرت ايمان مىآورد از كسى در باره آن در شك است.
براستى معصيت تا چه رسد به كفر با علم به قيامت عجب است كلمه (لنعلم) و شبيه آن در معنى، از خود توجيه دارد و خدا هرچند بندگان را امتحان مىكند؛ ولى نه براى اين كه حقيقت حال بخود او معلوم شود و لذا بعضى از مفسّرين آن را به «مشخص كنيم» ترجمه كرده است. و ما در بعضى ازكتب كلامى خود در اين باره بحثى نمودهايم.
شيطان در قرآن مجيد هم بر إبليس اطلاق شده و هم بر جنود او، شيطانى كه در قضيه آدم و حوا و يا يكى از اين دو اطلاق شده، مراد إبليس است.
و ممكن است در عدهاى از آيات متبركه قرآن مراد از لفظ شيطان باز هم إبليس باشد و فعل ذكر شده به نحو مباشرت و يا بنحو تسبيب و يا بنحو امر وآمريت به او نسبت داده شده باشد. و امّا در جايى كه بنحو جمع (شياطين) ذكر شده باشد ظاهر اين است كه إبليس و لشكرش مراد باشد و لفظ جمع ١٦ مرتبه در قرآن ذكر شده و لفظ مفرد آن (شيطان) درحدود ٧٠ مرتبه تقريباً
١- در سوره بقره دو مرتبه و در سوره هاى ديگر خطوات شيطان آمده است. آيا شيطان پا دارد يا كلمه مذكور كنايه از راه و وسوسه اوست؟. والله العالم.
٢- وسوسه شيطان آدمى را گمراه نمىسازد، بلى اگر آدمى گناه كرد و نفسش آلوده شد وسوسه او كاريگر مىشود. «إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا ...» (آلعمران: ١٥٥)
٣- دواى دفع نزغ شيطان پناه بردن به خداوند است. «وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (الأعراف: ٢٠٠) خشم شيطانى را كلمه «أعوذ بالله من الشيطان الرجيم» مىبرد.
٤- شياطين إنسانها را مىبينند. وآنان اولياء (سرپرست ودوست) مردم بى إيمان هستند. (اعراف ٢٧) و نيز ياد خدا (و قيامت) باعث دفع وسوسه شيطان براى مردم با تقوى