افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٥ - معراج در احاديث در ضمن چند فصل
إِلَى مَحَلِّ السِّدْرَةِ وَقَفَ جَبْرَئِيلُ دُونَهَا وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذَا مَوْقِفِيَ الَّذِي وَضَعَنِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ ... فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى السِّدْرَةِ وَ تَخَلَّفَ جَبْرَئِيلُ (ع)[١].
احتمالًا در سدرة المنتهى براق هم از صعود و حركت مانده و پيامبر (ص) به فشار نور برده شده ولى در زير عرش براى او رفرف سبزى را طبق روايات كشف اليقين آوردندهاند كه آنجا به آخرين مرحله عروج خود رسيده است: ثُمّ صعد بى حتّى صرتُ تحت العرش فدلّى لى رفرف أخضر ما أحسن وصفه فرفعنى الرفرف بإذن الله الى ربّى ...[٢].»
و فى رواية غير معتبره: «فلمّا صرتُ الى السماء السابعه اذا انا بقصر ... فسرنا فلم تزل ندفع من نور الى ظلمة و من ظلمة الى نور حتى وقفت على سدرة المنتهى ... و مازلت واقفاً حتى قذفت بحار النور فلم تزل الامواج ...[٣]»؛ وقتى كه به سوى آسمان هفتم مىرفتيم و مستمرّاً از نور به سوى ظلمت و از ظلمت و تاريكى به نور مىرفتيم تا به سدرة المنتهى ايستاديم، ما در درياهاى نور فرو رفتم متّصلًا امواج نور مرا فرو مى برد از نور به تاريكى و از تاريكى به نور، تا اينكه پروردگارم مرا در موقفى كه آنرا دوست داشتم، نزد آن توقف كنم از ملكوت رحمان .. (بعد از مكالمات با خداوند) دوباره امواج نور مرا مى انداخت جبرئيل مرا در سدرة المنتهى ملاقات كرد. از اين حديث بدست مىآيد كه از سدرة المنتهى تا آنجايى كه پيامبر (ص) رفته «براق» كار نمىداده و توسط امواج نور رفتن و برگشتن او صورت گرفته است. والله العالم.
در دوره جوانى در قندهار يك صاحب منصب نظامى از اردوى افغانستان براى من حكايت كرد كه امروز آمريكا و شوروى بين خود زور آزمايى براى حكومت بر دنيا را دارند
[١] - المصدر، ٣٦٥.
[٢] - المصدر، ٣٩٥.
[٣] - البحار، ج ١٨/ ٣١٣.