حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٩٩ - سازش ناموفق و غير مقبول
در زمان پيامبر اكرم- ص- بوده است: و جمع در يك مصحف در زمان ابو بكر بود و تعيين يكى از ميان ديگر مصاحف در زمان عثمان صورت گرفته است ...[١]» از «حارث محاسبى» در كتاب «فهم السنن» نقل است كه:
«كتابت قرآن امر جديدى نيست و پيامبر- ص- دستور به كتابت قرآن داده بود ليكن قرآن بر پوست، استخوان و قطعات متفرق نوشته مىشد تا آن كه ابو بكر دستور داد اين نوشتههاى متفرق را يكجا گرد آورند آيات متفرق قرآن در خانه رسول اللّه- ص- به صورت اوراق پراكنده، به دست آمد و ابو بكر دستور داد آن را با ريسمان بهم پيوند زنند تا چيزى از قرآن ضايع نگردد ...[٢]».
شايد محاسبى سخن خود را از روايت زهرى گرفته است كه مىگويد: «پيامبر- ص- وفات يافت در حالى كه قرآن بر پوست درخت خرما، استخوان و غيره بود[٣]» بهر حال، ما بيان بالا را معقول ندانسته و نمىپذيريم به دلايل زير:
اوّلا: اگر منظور زركشى از اينكه «جمع و تأليف در زمان پيامبر- ص- صورت گرفت و جمع در يك مصحف، در زمان ابو بكر» اين باشد كه تأليف نخست در دلها بود و بعد در يك مصحف گرد آمد، همچنان كه از اين سخن وى پيداست خداوند اين قرآن را در دلها حفظ كرد تا زمان نسخ سپرى گشت[٤]. اين تعيين در زبان عربى معهود نيست كه بگويند:
قرآن را جمع كرديم و در دلهايمان آن را تأليف كرديم.
و اگر منظور آن باشد كه: قرآن بر پوست و سنگ و استخوان فك و شانه نوشته شده بود و متفرق بود و در زمان ابو بكر اين آيات متفرق جمع شد در اين صورت سخن وى منافى بيان زيد است كه در عهد رسول اكرم- ص- قرآن را از قطعات و رقاع تأليف مىكردند. مگر اين كه بگوييم: آنچه در زمان ابو بكر صورت گرفت تجليد كتاب يا افزايش نسخ و استنساخ نسخ ديگر باشد از نسخه منحصربهفردى كه مؤلف و مجموع بود و هيچ كاستى نداشت. ليكن اين تعبير در زبان عرب معهود نيست كه بگويند:
[١] طبقات ابن سعد ج ٣. البرهان، ج ١، ص ٢٣٥.
[٢] الاتقان، ج ١، ص ٥٨. البرهان زركشى، ج ١، ص ٢٣٨. مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٤٢ و بحوث فى تاريخ القرآن و علومه ص ١٣٣.
[٣] الفائق، ج ٢، ص ٤٣١.
[٤] البرهان، ج ١، ص ٢٣٥.