حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٤٠ - تحريف واقع شده در قرآن
و از امام حسين- عليه السلام- در روز عاشورا سخنان ذيل در برابر لشكر يزيد- لعنة اللّه عليه- نقل شده است:
«... فانّما انتم من طواغيت الامّة و شذاذ الاحزاب، و نبذة الكتاب، و نفثة الشيطان، و عصبة الآثام و محرّفى الكتاب و مطفئى السنن ...»[١].
«... شما طواغيت اين امت هستيد و گروههاى مخالف، شما كتاب را به كنار انداختهايد، شما دمهاى شيطان هستيد و همه همبستگان گناه و تحريفكنندگان قرآن هستيد و خاموشكنندگان سنت ...».
و گروه ديگرى از روايات كه كلمه «تحريف» را به كار بردهاند و هركس بخواهد مىتواند به مأخذ ذيل صفحه مراجعه كند[٢].
ما احتمال قوى مىدهيم كه كلمه با «قاف» است يعنى «تحريق» بوده است و «تصحيف» شده است. و اين اشارهاى است به كار عثمان كه مصاحف را سوزاند و مسلمانان اين كار را بر او ايراد گرفتند و حتى او را «حرّاق المصاحف[٣]؛ سوزاننده مصاحف» ناميدند.
مؤيد نظر ما روايتى است كه صدوق و حاكم درباره گلايه و شكايت قرآن، مسجد و عترت نقل مىكند و در اين روايت قرآن مىگويد: «يا ربّ حرّقونى[٤]؛ خدايا مرا آتش زدند.» و اگر هم تحريف با «ف» باشد باز نمىتوان اثبات كرد كه به مصحف موجود، دست خيانت رسيده باشد و از آن كم و يا به آن چيزى زياد شده باشد؛ زيرا مقصود، تحريف معنوى است و تغيير معناى اصلى آيات و تغيير مصاديق و ديگر روشهاى تحريف. و اين مطلبى است كه امام محمد باقر در مكتوب خود به سعد الخير تصريح مىكند:
[١] مقتل الحسين خوارزمى، ص ٧. و الخطبة در اللهوف، ص ٤١( در آنجا: محرفى الكلم است). تهذيب تاريخ دمشق، ج ٤، ص ٣٣٧( در آنجا محرفى الكلام است) و ر ك: البيان خوئى، ص ٢٦٧.
[٢] رك: البيان خوئى، ص ٢٤٦ و ٢٤٧ و ٢٤٨.
[٣] البيان خوئى، ص ٢٧٧. تاريخ قرآن صغير، ص ٩٤ و ٩٥. و الفتنة الكبرى، ج ١، ص ١٨١، ١٨٢ و ١٨٣.
[٤]- خصال، ج ١، ص ١٧٥. آراء حول القرآن، ص ٩٧. از مستدرك حاكم از كتاب: الفردوس.