حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٨٠ - قرائات مخالف يا موافق رسم الخط
رسم الخط مصحف باشد آن قرائت جايز است. اگر چه ريشه و مادهاى نداشته باشد ...[١] وى زياد پايبند روايات مربوط به قرائات نبود و براى خود قرائتى را انتخاب مىكرد كه با سياق آيه مناسبت- از نظر خودش- داشت. مثلا مىخواند: «خلصوا نجبا»- با، باء- نتيجه كار وى آن شد كه فقها بر او شوريدند و امير او را محاكمه كرد. وى از دفاع كردن بازماند و درمانده گشت لذا او را توبه دادند ...[٢]».
٣- ابن شنبوذ: درباره وى گفتهاند: آنچه را به نظرش صحيح مىآمد همان را مىخواند اگر چه خلاف رسم الخط مصاحف عثمانى بود. اين كار وى را تخطئه كردند تا آنجا كه وزير وقت؛ ابن مقله، مجلسى را براى توبه دادن وى تشكيل داد و به وى تازيانههايى زدند تا آن كه قهرا توبه خود را اظهار كرد[٣].
«قاضى عياض» در اين باره مىگويد: «فقهاى بغداد بر توبه دادن ابن شنبوذ مقرى- يكى از بزرگان مقرى متصدى قرائت با ابن مجاهد- به خاطر قرائت شاذ وى كه موافق مصحف نبود اتفاق نظر حاصل كردند. در مجلس وزير وقت؛ ابو على ابن مقله، ابن شنبوذ عليه خود اعتراف نمود و اعترافات وى را نوشتند. اين قضيه در سال ٣٢٣ هجرى اتفاق افتاد. و از جمله كسانى كه عليه وى فتوا دادند ابو بكر ابهرى و ديگران بودند[٤]» در اين باره به نوشتههاى ابن خلكان، تلمسانى، ملا على قارى و ديگران رجوع كنيد[٥].
خطيب و ابن جوزى مىگويند: «ماجراى مردى معروف به ابن شنبوذ در بغداد
[١] التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٤٠. به نقل از: بغية الوعاة، ص ٣٦. و به نقل از: معرفة القراء الكبار، ج ١، ص ٢٤٦. و القراءات القرآنية، تاريخ و تعريف، ص ٥١. به نقل از: تاريخ القرآن شاهين، ص ٢٠٧.
[٢] النشر في القراءات العشر، ج ١، ص ١٧. و التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٣٥. به نقل از: النشر، و به نقل از: معرفة القراء الكبار، ج ١، ص ٢٤٦- ٢٤٩.
[٣] التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٣١ به نقل از: طبقات القراء، ج ٢، ص ٥٢. و النشر، ج ١، ص ١٦، ٣٥ و ٤٣، به اين قضيه اشاره مىكند.
[٤] الشفاء، ج ٢، ص ٣٠٦ و ٣٠٧ و رك: النشر، ج ١، ص ٤٠.
[٥] رك: وفيات الاعيان، ج ٤ ص ٣٩٩- ٣٠١. شرح الشفاء ملا على قارى، ج ٢، ص ٣١٦. المنتظم، ج ٦، ص ٢٧٥ و ٣٠٨. تاريخ ابن الوردى، ج ١، ص ٣٧٦. صلة تاريخ طبرى، ص ٢٩١. النجوم الزاهرة، ج ٣، ص ٢٤٨ و ٢٤٩. البداية و النهاية، ج ١١، ص ١٨١ و ١٩٤ و ١٩٥ شذرات الذهب، ج ٢، ص ٣١٣، ٣١٤ و ٢٩٧ و تاريخ بغداد، ج ١، ص ٢٨٠ و ٢٨١.