حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٢٣ - جمع آورى قرآن توسط على(ع)
در بر دارد. كمترين نقصانى به آن راه نيافته است. حتى حرفى از آن ساقط نشده است.
و تمام پيروان حق و باطل در آن مشخص شدهاند و نامشان مسطور است. ديدند اين قرآن، نقص (نقض) عهد آنان را روشن مىكند لذا گفتند: به اين قرآن نيازى نداريم[١] ...» آبيارى در اين باره مىگويد: افراد متعددى نقل مىكنند كه: مصحف امام- ع- بر اساس ترتيب نزول و مقدم داشتن منسوخ بر ناسخ نوشته شده بود[٢] شيخ صدوق ماجراى پذيرفته نشدن قرآن امام- ع- را چنين نقل مىكند: پس از آن كه: امير المؤمنين قرآن را نوشت آن را نزد قوم آورد. و فرمود: اين قرآن، كتاب پروردگارتان مىباشد. همچنان كه بر پيامبرتان نازل گشت جمع شده است. نه حرفى بر آن افزوده شده است و نه حرفى از آن كم شده است. آنان گفتند: ما را حاجتى به اين مصحف نيست. و مانند آن را داريم. امير المؤمنين از آنان روى برگرداند. و در حالى كه مىرفت اين آيه را تلاوت مىكرد: فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ.[٣] علت نپذيرفتن قرآن آن بود كه: ابو بكر اوّلين صفحه اين مصحف را كه گشود رسوائى خود و هم مسلكان خود را در آن ديد. يعنى مهاجرين و انصار از آن ترسيدند كه اين مصحف منافع آنها را به خطر اندازد لذا آن را رد كردند. و در صدد تهيّه جايگزينى براى اين مصحف برآمدند. و قرعه فال به نام «زيد بن ثابت» اصابت كرد. آنان هم به زيد دستور دادند قرآنى براى آنان جمع كند كه به مصالح آنان لطمهاى نزند[٤].
«ابن سيرين» معتقد است كه: امام در مصحف خود ناسخ را از منسوخ متمايز كرده بود. از ابن سيرين نقل شده است كه: در صدد تهيه مصحف امام- ع- برآمدم. و از مدينه خواستار آن گرديدم. اما بر آن دست نيافتم[٥] و باز از ابن سيرين نقل است كه: به من خبر
[١] الاحتجاج، ج ١، ص ٣٨٣. بحار، ج ٨٩، ص ٤٠ و ٤١. البيان، ص ٢٤٢ به نقل از: تفسير صافى، مقدمه ششم، ج ١، ص ٤٢. و بحر الفوائد، ص ٩٩.
[٢] تاريخ القرآن آبيارى، ص ٨٥ به نقل از: تاريخ القرآن زنجانى، ص ٢٦. اعيان الشيعة، ج ١، ص ٨٩ به نقل از: الاتقان سيوطى به نقل از: ابن ابى داود و تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، ص ٣١٧.
[٣] اعتقادات صدوق، باب: الاعتقاد في مبلغ القرآن. و مناقب ابن شهرآشوب، ج ٢، ص ٤١.
[٤] احتجاج، ج ١، ص ٢٢٧ و ٢٢٨. بحار، ج ٨٩، ص ٤٢ و ٤٣. بصائر الدرجات، ص ١٩٦. و بحر الفوائد، ص ٩٩.
[٥] الاتقان، ج ١، ص ٥٨. مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٤٧. تاريخ القرآن زنجانى، ص ٤٨ الصواعق المحرقه، ص ١٢٦. طبقات ابن سعد، ط صادر، ج ٢، ص ٣٣٨. و تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، ص ٣١٧.