حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٨٧ - ما و اين روايت
اين ادعاى بسيار خطرناكى است ... و شكى در بطلانش نداريم. چون كه قطعا قرآن تماما با تواتر گروه به گروه طبقه به طبقه و نسل به نسل بالا مىرود تا به پيامبر اكرم- ص- برسد. لذا اين ادعاى روايت مخالف ضروريات تاريخ و مسلمات دين است. اين مطلب وقتى روشنتر مىگردد كه بدانيم صدها تن- اگر نگوييم هزاران تن- حافظ قرآن بودند. و معروف است كه دهها يا صدها تن از قرّاء و حافظان قرآن در واقعه يمامه يا بئر معونة به شهادت رسيدند. آيا معقول است با وجود اين همه حافظ و قارى قرآن تنها خزيمة بن ثابت يا ابو خزيمه انصارى يا ديگرى دو آيه از قرآن را بدانند و ديگران از اين آيات غفلت ورزيده باشند و كسانى چون امير المؤمنين (ع)، ابى و ابن مسعود هم اين آيات را ندانند؟!.
ثانيا: انگيزه جمعآورى قرآن از روى پوست، سنگ و سينههاى مردم چه بوده است؟
آنها مىتوانستند به قرآنى كه توسط كاتبان وحى در زمان رسول اكرم- ص- جمع شده بود مراجعه كنند. قرآنى كه از رقاع به دستور پيامبر تأليف شده بود و ديگر نوبت خزيمه يا ديگرى نمىرسيد.
و چرا به مصحف ابن مسعود، أبى، على- عليه السلام- و يا مصحف خود زيد رجوع نكردند؟ اين قرآنها آماده و دسترس بودند اگر چه از نظر ترتيب با يكديگر اختلاف داشتند- به حسب روايات اهل سنت[١] يا آن كه در حواشى اين قرآنها دعاهايى افزوده شده بود. ان شاء اللّه اين مطلب را مجددا طرح خواهيم كرد.
ثالثا: چرا قرآن را از ابن مسعود كه در كوفه قرآن را از حفظ، املاء مىكرد فرا نگرفتند؟[٢] يا آن كه چرا قرآن را از آن چهار تن: ابن مسعود، سالم مولاى ابى حذيفه، ابى بن كعب و معاذ بن جبل[٣] كه پيامبر دستور داده بود قرآن از آنها اخذ شود اخذ
[١] براى اطلاع از اختلاف ترتيب مصاحف رك: الاتقان، ج ١، ص ٦٢ و ٦٤. فتح البارى، ج ٩، ص ٣٨ و ٣٩ بخصوص آخر صفحه ٣٦. مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٤٠. تاريخ القرآن زنجانى ص ٧٠- ٨٠ التمهيد فى علوم القرآن، ج ١، ص ٢٦٨- ٢٧٤ و ٢٥٢ به بعد. تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٣٥ و ١٣٦ و الفهرست ابن نديم، ص ٢٩ و ٣٠.
[٢] صفة الصفوة، ج ١، ص ٣٩٨ به نقل از: احمد و در حاشيه صفة الصفوة به نقل از: بزار، طبرانى و ابى يعلى، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٢٨٧ و الاستيعاب در حاشيه الإصابة، ج ٢، ص ٣٢٢.
[٣] رك: صحيح بخارى، ج ٣، ص ١٤٦. تهذيب الاسماء، ج ١، ص ١٠٩ تفسير القرآن العظيم، ج ٤( ذيل صفحه)، ص ٢٧. لباب التأويل، ج ١، ص ٧ به نقل از: ترمذى. مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٣١١. انساب الاشراف، ج ١، ص ٢٦٤. الاتقان، ج ١، ص ٧٠. كنز العمال، ج ٢، ص ٣٣ و ٣١ به نقل از ترمذى.
و مستدرك حاكم، بخارى و مسلم و البيان خوئى، ص ٢٩٦.