حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٨٦ - ما و اين روايت
(توبه) پس از جمع قرآن، اين مصحف نزد ابو بكر باقى ماند تا آن كه درگذشت بعد از آن، قرآن در اختيار عمر بود تا آن كه وى نيز مرد. سپس به حفصه دختر عمر منتقل شد[١].
ما و اين روايت
آنچه در فصل سابق بيان كرديم براى اثبات عدم صحت اين روايت و رواياتى مانند آن كافى است. زيرا كه جمعآورى قرآن در زمان پيامبر اكرم- ص- تمام شد و حضرت، كتّاب مخصوصى براى تدوين قرآن تعيين كرده بود، و شخصا بر كار اين مؤلفين و كاتبان- همانطوركه زيد براى ما نقل مىكند- اشراف داشت و مؤلفان قرآن را از رقاع جمعآورى مىكردند. همچنين در اختيار صحابه مصاحف زيادى بود و پيامبر- ص- تشويق به احترام و قرائت قرآن از رو مىنمود. اصحاب هم آنچه از قرآن نزدشان بود مرتبا بر حضرتش عرضه مىداشتند. و عده زيادى از صحابه، قرآن را در عهد پيامبر- ص- جمعآورى كردند. و مطالب ديگرى كه مجال تكرار آنها نيست.
بنابراين قرآن بر استخوان فك، شانه و غيره پراكنده نبوده است تا آنها را اين چنين كه روايت زيد مىگويد جمعآورى كنند بلكه پيامبر اكرم- ص- بر تعيين جاى آيات اشراف داشت و اول و آخر قرآن، مشخص بود و شواهد و دلايل خود را هم مفصلا بيان كرديم. تنها در اينجا چند نكته را اضافه مىكنيم:
اولا: اين روايت و مانند آن ادعا مىكند حد اقل بخشى از قرآن به شهادت يك يا دو تن جزء قرآن شناخته شده و ثبت گشته است. و يا حتى بدون شهادت كسى جزء قرآن قرار داده شده است.
[١] الاتقان، ج ١، ص ٥٧ صحيح بخارى، ج ٣، ص ١٤٥ و ج ٢، ص ٩٠ مشكل الآثار، ج ٣، ص ٤ و ٥ و ج ٤، ص ١٩٢ و ١٩٣. سنن كبرى، ج ٢، ص ٤١. تاريخ الخلفاء، ص ٧٧. الفهرست ابن نديم، ص ٢٧، الفائق، ج ٢، ص ٤٣١. صفة الصفوة، ج ١، ص ٧٠٤ و ٧٠٥ مسند احمد، ج ١، ص ١٣. تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ١٣٦ و ٤٤٧. حياة الصحابة، ج ٢، ص ٣٩٩ به نقل از: كنز العمال، ج ١، ص ٢٨٩ و ج ٢، ص ٣٧٣ به نقل از: عبد الرزاق، ابن ابى داود در المصاحف و ابى نعيم. الاوائل، ج ١، ص ٢١٣ و ٢١٥ النشر، ج ١، ص ٧ به نقل از: نسائى، ترمذى، ابن حبان، طيالسى، ابن سعد و ديگران. تاريخ واسط، ص ٢٥١. المصنف، ج ٨، ص ٣٦٧، مسند احمد، ج ٥، ص ١٨٩ و ١٨٨ و ج ١، ص ١٣. جامع البيان، ج ١، ص ٢٠. برهان زركشى، ج ١، ص ٢٣٤. البداية و النهاية، ج ٧ ص ٣٤٧. و سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٤٣١.