حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٧٩ - تكميل بحث
انس، شعبى و ديگران ذكر مىكنند و مىگويند: اينها از كسانى هستند كه قرآن را جمع كردند ...
اما شبلنجى در اينجا يك كلمه را اضافه مىكند و آن كلمه «حفظ» است اين اجتهاد اوست در تفسير جمع قرآن توسط اين افراد، اين كار را بدين جهت انجام مىدهد تا بگويد منظور از جمع قرآن حفظ در سينههاست. و كتابت قرآن در زمان پيامبر اكرم- ص- وجود نداشته است. عده ديگرى نيز اين ادعا را داشتهاند[١]. ولى اين ادعا صحيح نيست فقط يك اجتهاد شخصى است در تفسير سند تاريخى و هيچ دليل يا شاهد تاريخى، آن را تأييد نمىكند بلكه شواهد و دلايل گذشته، درست عكس ادعاى بالا را تأييد مىكند.
و روشن شد كه مصاحف متعددى در زمان پيامبر اكرم- ص- وجود داشته است. «چه بسيار كه پيامبر اكرم- ص- بر قرائت از روى مصحف تأكيد كرده است و فضل و ثواب آن را بيان داشته است. همگان اعتراف دارند كه: بزرگان صحابه، مصاحف اختصاصى داشتهاند مانند: مصحف على- عليه السلام- ابى، ابن مسعود و ديگران.
«رافعى» مىگويد: «اتفاق نظر است بر آن كه: كسانى كه قرآن را تكميل نوشتند و قرآن آنان مرجع براى قرآنهاى بعدى شد عبارتند از: علىّ بن ابى طالب ابى بن كعب، زيد بن ثابت و عبد اللّه بن مسعود، قرائت اين افراد، اصل همه قرائات شمرده مىشود[٢]».
لابد منظور رافعى آن است كه قبل از جمعآورى زيد مصحف را در زمان خليفه، اين مصاحف جمعآورى شده بودند. علاوه بر آن قرّاء و حفاظ قرآن در زمان پيامبر- ص- بسيار بودهاند و دلايل و شواهد اين مطلب هم قبلا بيان شد ديگر دليلى بر ذكر عده خاصى به عنوان قارى و حافظ قرآن نيست. كافى است يادآورى كنيم در فاجعه «بئر معونه» هفتاد تن شهيد شدند و به همين تعداد در جنگ يمامه به شهادت رسيدند[٣] حتى شهداى
[١] ر ك: فتح البارى، ج ٧، ص ٩٦. البرهان زركشى، ج ١، ص ٢٣٥. فواتح الرحموت، در حاشيه المستصفى، ج ٢، ص ١٢. بحوث فى تاريخ القرآن و علومه، ص ١٥٧ و ١٣١. البيان خوئى، ص ٢٦٩ با اين تعبير: چه بسا گويندهاى بگويد ... ر ك: و گفتار ابن حجر درباره جمع قرآن توسط على. او ادعا مىكند:
مراد از جمع قرآن آن است كه امام، قرآن را در سينه خود حفظ كرده بود. ر ك: تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، ص ٣١٧.
[٢] بحوث فى تاريخ القرآن و علومه، ص ١١٥ و ١٢٤ به نقل از: اعجاز القرآن رافعى، ص ٣٥ و ٣٦ و مباحث فى علوم القرآن قطان، ص ١٢٤ اما در اينجا معاذ بن جبل را مىافزايد.
[٣] ر ك: فتح البارى، ج ٩، ص ٤٣ و ٤٨. البرهان زركشى، ج ١، ص ٢٤٢، مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٣٥، ٢٣٨ و ٢٤٢. الاتقان، ج ١، ص ٧٠ و ٧١. تاريخ القرآن آبيارى، ص ١٠٨ و البيان خوئى، ص ٢٦٠ و ٢٧٣.