حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٦٣ - نكات روشنگر
استخوان و شاخه درخت خرما نوشته شده بود و پيامبر- ص- به على- ع- دستور داد آن را گرفته جمع و تدوين كند. به اين مطلب مجددا خواهيم پرداخت ان شاء اللّه.
همچنين خواهد آمد كه على- ع- تصريح دارد به آن كه: آيهاى نازل نشد مگر آن كه پيامبر آن را بر امام املاء فرمود و امام هم آن را نوشت.
دليل هفتم: «قرآن اساس اسلام است»:
مورخين تصريح كردهاند به وجود نويسندگان مخصوص معاهدات، تخمين خرماها، بدهيها و غيره. همچنان كه تصريح شده است كه: پيامبر اكرم- ص- قبل از صلح حديبيه دستور داد هر كه اسلام آورده است، نامش مشخص گردد و آمار مسلمانان تعيين شود، معاذ يك هزار و پانصد تن را به شمارش درآورد. باز مىدانيم كه ديوان مخصوص سپاهيان و كسانى كه بايستى براى جنگها خارج شوند به وجود آمده بود[١].
آيا معقول است پيامبر اكرم- ص- ثبت و نوشتن اين كارها را مهم مىدانست اما براى نوشتن قرآن كه اساس اسلام و ستون دين است اهتمامى نشان نمىداد؟! آيا نوشتن بعضى مبالغ استقراضى، از نگارش كتاب خداوند سبحان نزد پيامبر مهمتر بوده است؟! و آيا اين موضوعات به شكلى متفرق بر پوست، سنگ و استخوان و امثال آن نوشته مىشد يا آن كه در جاى مشخص و به شكل پيوسته جمع مىشد تا مراجعه به آن آسان باشد؟! اين چنين كارى از افراد عادى سر نمىزند چه برسد به پيامبر اكرم- ص- كه عقل كل و رئيس و مدبر كل است.
دليل هشتم: «مصاحف زمان پيامبر (ص)»:
مضمون روايات زيادى وجود مصاحفى- كامل يا ناقص- در دست صحابه در زمان پيامبر اكرم- صلّى اللّه عليه و آله- را تأييد مىكند. اين مصاحف خوانده و دست به دست مىگشت، و پيامبر اكرم- صلّى اللّه عليه و آله- درباره اين مصاحف، احكامى مقرر داشته بودند كه در آينده از ميان نصوص روشن خواهد گشت.
[١] بعضى از منابع اين مطالب را در كتاب ما ببينيد: السوق فى ظل الدولة الاسلامية، ص ٦٨.