حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٥٩ - شواهد و دلايل
نوشتن فارغ مىشدم پيامبر مىفرمود: بخوان و من مىخواندم. پيامبر سقطات را جبران مىكرد و من آيات نازله را براى مردم مىبردم ...»[١].
معنا و مضمون حديث آن است كه شخص پيامبر- ص- بر نوشتن و تصحيح آيات كتابت شده نظارت داشت.
و باز پيامبر (ص): «هنگامى كه وحى نازل مىگشت به يكى از كاتبان، مانند زيد يا ديگرى دستور مىداد آيات وحىشده را بنويسد[٢]».
از «براء» نقل شده است كه: «پيامبر- ص- به وى گفت: زيد را برايم بخوان و به او بگو با استخوان شانه و لوح و دوات بيايد وقتى كه زيد آمد حضرت فرمود: بنويس:
«لا يستوى القاعدون ...»[٣] آنچه موارد بالا را تأييد مىكند روايتى است معروف كه:
جبرئيل هنگام آوردن وحى مىگفت: فلان مطلب را در فلان جا قرار دهيد[٤].
از ابن عباس نقل شده است: هنگامى كه بر پيامبر- ص- وحى نازل مىگشت يكى از كاتبان وحى را فرا مىخواند و مىگفت: اين آيات را در سورهاى كه فلان مطلب را بيان مىكند قرار دهيد[٥]. قريب به همين مضمون از عثمان بن عفان نقل شده است[٦].
[١] مجمع الزوائد، ج ١، ص ١٥٢ از طبرانى در الاوسط و تاريخ القرآن الصغير، ص ٨٠ به نقل از: ادب الكاتب صولى، ص ١٦٥.
[٢] دلائل النبوة بيهقى، ج ١، ص ٢٤١ و ر ك: سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٤٢٩ و در حاشيهاش به نقل از: طبرانى و مجمع الزوائد، ج ٩ ص ١٧.
[٣] تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٤٧. صحيح بخارى، ج ٣، ص ١٤٥. فتح البارى، ج ٩، ص ٢٠.
البداية و النهاية، ج ٧، ص ٣٤٧. سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٤٢٩ و ٤٣٠ و مسند احمد، ج ٥، ص ١٨٤ و ١٩١.
[٤] ر ك: لباب التاويل خازن، ج ١، ص ٨. مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٤٠ و مباحث فى علوم القرآن، ص ١٤٢ به نقل از: الاتقان، ج ١، ص ٦٢ به نقل از: ابن الحصار.
[٥] الجامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٢٧٢، تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٤٣. الاتقان، ج ١، ص ٦٢.
البرهان زركشى، ج ١، ص ٢٤١ به نقل از: ترمذى و حاكم و التمهيد، ج ١، ص ٢١٣ و تاريخ القرآن صغير، ص ٨ به نقل از: مدخل الى القرآن الكريم درّاز، ص ٣٤.
لكن در غرائب القرآن نيشابورى، در حاشيه جامع البيان طبرى، ج ١، ص ٢٤ و مناهل العرفان، ج ١، ص ٢٤٠ عبارت بدين صورت است: اين سوره را در جائى كه فلان مطلب را ذكر مىكند قرار دهيد.
[٦] مستدرك حاكم، ج ٢، ص ٢٢١ و ٣٣٠ و تلخيص مستدرك ذهبى، در حاشيهاش. غريب الحديث، ج ٤، ص ١٠٤ البرهان زركشى ج ١، ص ٢٣٤ و ٢٣٥ و ر ك: ص ٦١ و غرائب القرآن در حاشيه جامع البيان، ج ١، ص ٢٤. فتح البارى، ج ٩، ص ١٩ و ٢٠ و ٣٨ و ٣٩. كنز العمال، ج ٢، ص ٣٦٧ به نقل از: ابى عبيد در فضائلش، ابن ابى شيبه، احمد، ابى داود، ترمذى، ابن المنذر، ابن ابى داود و ابن الانبارى همگى در المصاحف. النحاس در ناسخش، ابن حبان، ابى نعيم در المعرفه، و الحاكم و سعيد بن منصور، نسائى، بيهقى، فواتح الرحموت در حاشيه المستصفى، ج ٢، ص ١٢ به نقل از: بعضى افراد مذكور. الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٠٧ و ٢٠٨ به نقل از: بعضى منابع بالا، و از ابى الشيخ، ابن مردويه و مشكل الآثار، ج ٢، ص ١٥٢ البيان، ص ٢٦٨ به نقل از: بعضى افراد مذكور و به نقل از: الضيا؛ در مختارش، منتخب كنز العمال در حاشيه مسند احمد، ج ٢، ص ٤٨ و ر ك: بحوث فى علوم القرآن و علومه، ص ١٠٣. مناهل العرفان، ج ١، ص ٣٤٧ مباحث فى علوم القرآن ص ١٤٢ به نقل از: بعض افراد مذكور. تاريخ القرآن الصغير، ص ٩٢ به نقل از: ابى شامه در: المرشد الوجيز، جواهر الاخبار و الآثار در حاشيه البحر الزخار، ج ٢، ص ٢٤٥ به نقل از: ابى داود و ترمذى. سنن ابى داود، ج ١، ص ٢٠٩. السنن الكبرى بيهقى، ج ١٢، ص ٤٢. احكام القرآن جصاص، ج ١، ص ١٠ و مسند احمد، ج ١، ص ٥٧ و ٦٩.