حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٥٨ - شواهد و دلايل
را مشخص نمىكرد. تعداد آياتش را بيان نمىداشت، اعرابش را مشخص نمىكرد و نصوص و سور آن را محدود نمىنمود، غرض از نزول قرآن تفويت مىشد و خلاف حكمت بود. اين كار از يك مسلمان عادى بعيد است چه برسد به پيامبر و رسول رب العالمين. اين استدلال بلخى است و سيد ابن طاووس (ره) هم او را تأييد كرده است[١] همين، سخن امام شرف الدين است:
«... هركس پيامبر- ص- را بشناسد و ختم نبوت را بپذيرد و به اخلاص حضرتش به خدا، قرآن و مردم آشنا باشد و همت بلند و عاقبتانديشى و احتياط در كارها و نظر حكيمانهاش را بداند محال مىداند كه قرآن را پراكنده و نامنظم رها كند. اين كار از عزم راسخ و حكمت عميق پيامبر به دور است[٢]».
دليل دوم: «واقعيت تاريخى».
واقعيت غير قابل انكار آن است كه پيامبر كاتبانى داشت كه آيات نازله را مىنوشتند و پيامبر آنان را مخصوصا بدين كار گماشته بود. مورخين صريحا نام اين كاتبان را برده و تعدادشان را به ٤٢ رساندهاند[٣].
بغير از اشاره خداوند متعال به كتابت قرآن در عهد پيامبر- ص- در اين آيه: رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً[٤] نصوص فراوانى دال بر مقصود ما است كه برخى از آنها را ذكر مىكنيم.
از «زيد بن ثابت» نقل شده است كه مىگفت: «وحى نازلشده بر پيامبر- ص- را مىنوشتم، هنگام نزول وحى پيامبر را تب شديدى فرا مىگرفت و من با استخوان كتف يا استخوان بازويى بر او وارد شده، آنچه را حضرت املاء مىكرد مىنوشتم و وقتى كه از
[١] ر ك: سعد السعود، ص ١٩٢ و ١٩٣.
[٢] اجوبة مسائل موسى جار اللّه، ص ٣١.
[٣] براى نامهاى كاتبان وحى ر ك: الوزراء و الكتاب، ص ١٢ و ١٣ السيرة الحلبية، ج ٣، ص ٣٢٦ و ٣٢٧ تجارب الامم، ج ١، ص ١٦١ و ١٦٢ البداية و النهاية، ج ٧، ص ٣٣٩ به بعد. بحوث في تاريخ القرآن و علومه مبحث( كتاب الوحى) فتح البارى، ج ٩، ص ١٩ و ٢٠، ترجمه زيد بن ثابت در صفة الصفوة، ج ١، ص ٧٠٤ و منابع ديگر.
باقلانى بر جمعآورى قرآن در زمان پيامبر- ص- به دليل تعيين كاتبان استدلال مىكند. ر ك: اكذوبة تحريف القرآن، ص ١٨ به نقل از: الانتصار، ص ٩٩.
[٤] سوره بيّنه، آيه ٢.