حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٥١ - مطلب اول «اهتمام به قرآن»
عهده بگيرد و امارت داشته باشد كه بيش از ديگران قرآن را قرائت كند يا قدرت فراگيرى بيشترى داشته باشد و يا آن كه آيات بيشترى را حفظ كرده باشد آن چنان كه در روايات وارد شده است[١].
٢- اين اهتمام به قرآن تا پس از وفات پيامبر استمرار يافت. ابو عبيده مىگويد: «ابن مسعود هر روز بامدادان كسانى نزدش مىآمدند و به آنان قرآن تعليم مىداد و به هر كسى مىرسيد پرسش مىكرد كه در كدام سوره است و به چه سورهاى مشغول است ...»[٢]. همچنان كه امير المؤمنين به اين مهم اشتغال داشت و عبد الرحمن سلمى- كه عاصم قرائت خودش را از وى گرفته است- مىگويد: «همه قرآن را نزد علىّ بن ابى طالب- عليه السلام- آموختم»[٣].
از عاصم بن كليب از پدرش روايت شده است كه گفت: «على- ع- در مسجد فكر مىكنم گفت مسجد كوفه- بود كه صداى همهمه شديدى شنيد فرمود: اينها كيستند؟
گفتند: گروهى هستند كه قرآن مىخوانند يا به تعليم قرآن مشغول هستند امام فرمود:
آگاه باشيد! كه آنان محبوبترين مردم نزد رسول خدا بودند[٤]». همچنان كه حضرت على براى قارى قرآن از بيت المال، دو هزار درهم، دو هزار درهم تعيين كرده بود[٥].
و روايت شده است از امام كه فرمود: «هر كودكى كه در خاندان مسلمانى به دنيا آمد و به تعليم قرآن پرداخت از بيت المال، سالانه دويست دينار سهم دارد و اگر در دنيا سهم خود را نگرفت در آخرت خواهد گرفت[٦]».
[١] الطبقات الكبرى، ط صادر، ج ٧، ص ٨٩ و ر ك: انساب الاشراف، ج ١، ص ٢٦٤. كشف الاستار، ج ٢، ص ٢٦٦. و ج ١، ص ٢٢٩ و ٢٣٠. مجمع الزوائد، ج ٥، ص ٢٥٥ و ج ٧، ص ١٦١ و ج ٢، ص ٦٤ و ٦٣.
حياة الصحابة، ج ٢، ص ٥٤. الترغيب و الترهيب، ج ٢، ص ٣٥٢ و تفسير القرآن العظيم، ج ٤( الذيل)، ص ٢٨.
[٢] المصنف عبد الرزاق، ج ٣، ص ٣٦٦. مجمع الزوائد، ج ٧، ص ١٦٧ به نقل از: طبرانى و حياة الصحابة ج ٣، ص ٢٥٥.
[٣] الكنى و الالقاب، ج ١، ص ١١٦. و ديگر منابع بزودى معرفى خواهند شد ان شاء اللّه.
[٤] كشف الاستار، به نقل از: مسند بزار، ج ٣، ص ٩٤. مجمع الزوائد، ج ٧، ص ٦٠٢. به نقل از: مسند بزار و ر ك: ص ١٦٦ از طبرانى در: الاوسط و البزار( مسند).
[٥] كنز العمال، ج ٢، ص ٢١٩. نقل از: بيهقى در: شعب الايمان و سعيد بن منصور.
[٦] كنز العمال، ج ٢، ص ٢١٩ نقل از: بيهقى در شعب الايمان. خصال، ج ٢، ص ٦٠٢. مجمع البيان، ج ١، ص ١٦ و وسائل الشيعة، ج ٤، ص ٨٣٨ و ٨٣٩.