حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٣١ - دليل چهارم «احاديث عرض حديث بر كتاب و احاديث ديگر»
مؤكدا آن را از قرآن مىدانست- داخل قرآن كند. تا گفته نشود عمر بر قرآن چيزى افزود.
اگر عمر كه خليفه دوم است و مردى جسور و پرجرأت تا جايى كه بر پيامبر اكرم اعتراض مىكند و خود را در رديف رسول اللّه! مىداند[١]، عمر كه افتخار مىكند احكام زيادى را تشريع يا ابطال نموده است مانند: «حىّ على خير العمل» در اذان و ازدواج موقت «متعه» و صلاة «تراويح» و مانند آن[٢]. اگر عمر با آن سوابق و تقديسى كه عرب نسبت به وى داشت كه تا حد عبادت مىرسيد و حرمت و منزلتى كه در ميان عرب داشت نتواند آيهاى را زياد كند و يا حتى يك حرف را كم كند. چه كسى مىتواند دست به تحريف قرآن بزند يا آيه و سورهاى را كم كند يا حرفى را اضافه نمايد. اين كار نزديك به محالات است پس چطور ممكن است كسى به سادگى ادعاى وقوع چنين كارى بكند؟
دليل سوم: «اهتمام به حفظ قرآن»:
بعضى از علما استدلال مىكنند به اين كه: اگر كسى فصلى را بر كتاب سيبويه مثلا اضافه كند، مشخص مىشود كه اين فصل از كتاب نيست چون كه در اين كتاب عنايت خاصى به حفظ و ضبط آن وجود دارد. اين مسئله درباره قرآن روشنتر است؛ چون كه عنايت به حفظ، ضبط و قرائات آن بيشتر است قرآن مورد توجه قشر خاصى نيست.
بلكه مورد اهتمام و توجه تمام مسلمانان است چون كه معجزه پيامبر است و اساس اسلام و مأخذ احكام مىباشد.
دليل چهارم: «احاديث عرض حديث بر كتاب و احاديث ديگر»:
يكى از بزرگان براى اثبات عدم تحريف قرآن به احاديثى استدلال كرده است كه دستور مىدهد احاديث را بايد نخست بر قرآن عرضه كرد و اگر موافقت داشت آن را اخذ و
[١] ر ك: الحياة السياسية للامام الحسن، تأليف مؤلف.
[٢] ر ك: الغدير، ج ٦، النص و الاجتهاد و دلائل الصدق و كتب ديگر.