حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٤٥ - جواب دلايل فوق
اوّل: اتفاق بر نسخ نوع اوّل و شهرت بر وقوع نسخ از نوع دوم.
دوّم: اخبار.
دليل سومى هم در اين مورد اقامه شده است و آنهم استناد به آيه ذيل مىباشد:
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ...[١] از قتاده روايت شده است كه مىگفت:
«... آيه توسط آيه ديگرى نسخ مىشد كه به دنبال آن آمده بود. و پيامبر- ص- آيهاى يا آياتى را مىخواند. سپس اين آيات فراموش مىگشتند و مرفوع مىشدند ...»[٢].
از حسن بصرى در تفسير آيه فوق آمده است كه: «آياتى آموخته مىشد سپس آنها را فراموش مىكرد. لذا از اين آيات منسوخ در قرآن فعلى چيزى نيست كه شما بخوانيد ...»[٣]. روايات ديگرى هم از عبيد بن عمير، ابن عباس، ابو العاليه و ابن عمر، گوياى همين مطلب است[٤].
همچنين براى اثبات نسخ تلاوت به دو آيه زير تمسك كردهاند:
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ[٥] استثناء، دليل جواز نسخ مىباشد.
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ[٦].
جواب دلايل فوق
ليكن ما دلايل اقامه شده را وافى به مقصود نمىدانيم به دلايل زير:
١ و ٢- درباره اتفاق ادعا شده و اخبار بايد بگوئيم: غير از مخالفت تمام اماميه، غزالى مىگويد: «... گروهى مىگويند: نسخ تلاوت اساسا ممتنع است ...»[٧] همچنين
[١] سوره بقره، آيه ١٠٦. استدلال به اين آيه را سرخسى در كتاب خود ذكر مىكند. اصول سرخسى، ج ٢، ص ٧٨.
[٢] تفسير جامع البيان، ج ١، ص ٣٧٩. و الدر المنثور، ج ١، ص ١٠٥ به نقل از: جامع البيان، عبد بن حميد و ابو داود در: الناسخ.
[٣] تفسير جامع البيان، ج ١، ص ٣٧٨. و الدر المنثور، ج ١، ص ١٠٥ به نقل از: تفسير جامع.
[٤] الدر المنثور، ج ١، ص ١٠٤ و ١٠٥ به نقل از: آدم، ابن جرير، بيهقى، ابو داود، ابن ابى حاتم، حاكم( الكنى)، ابن عدى، ابن عساكر و طبرانى.
[٥] سوره اعلى، آيه ٦ و ٧.
[٦] اصول سرخسى، ج ٢، ص ٧٨.
[٧] المستصفى، ج ١، ص ١٢٣.